دانلود رمان راز pdf از دانیل استیل برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
سه بار عمل جراحی او را زیبا نگه داشته بود. به این موضوع فکر می کرد که در سن ۳۸سالگی صورتش چقدر چین و چروک داشت و در ۴۱ چقدر هنوز همان چهره را داشت که ده سال پیش داشت. گاهی ۳۵ و گاهی ۳۱ ساله و حتی در مقابل دوربین جوانتر هم به نظر می رسید… سابینا کوآرلس یک خواننده برجسته زن اپرا نبود؛ ستاره سینما بود،یکی از دوستاره درخشان که گاهی اسمشان بزرگ میماند. در استودیوهای هالیوود، هنرپیشه ها می آیند و می روند و میمیرند،بعد چهره های جدید و وی هنوز همان ۲۱ سال را داشت.
جین آدامز این طور احساس می کرد که زندگی برای او به پایان رسیده است، چون او را از مجموعه «راز غم های ما» کنار گذاشته بودند. به نظر می رسید که دیگر چیزی برای زندگی کردن باقی نمانده باشد. خیلی افسرده و دلتنگ بود. پیوسته در طول این سال ها تسلیم خواسته ها و عقاید جک بود. آزادی اش را از دست داده بود، آن را فدای عشقش کرده بود. از خواندن هر متنی یا رفتن به هر تمرین فیلم که وکیلش معرفی میکرد، ابا داشت. همه آن ها را
چک کرده بود و نمی توانست بهترین قسمت وقت تلویزیون را کار کند، حتی اگر یک نقش می توانست بگیرد، هیچ راهی وجود نداشت که آن را از جک پنهان کند. از این که وکیلش متن فیلم «مان هاتان» را به خانه اش پست کرده بود، عصبانی بود یک راست به خانه فرستاده بود. ممکن بود جک آن را بگیرد و باز کند. «هیچ فکر کرده ای که به خاطرش با من چه می کند، لو؟» «چی؟» واقعا نمی توانست تصور کند که آن مرد به اندازه ای که جین می گفت، احمق باشد.
-مرا طلاق خواهد داد. -به هر حال آن را بخوان. فوق العاده است. نمی دانی چقدر کلنجار رفتم تا آن را به دست آوردم. «چرا؟ چه چیز ویژه ای در خود دارد؟» او صدایش ناراحت و خسته بود، همان طور که هفته ها بود. دوباره در مورد نقش از دست رفته اش گریه کرد. لو می دانست که چقدر جین ناراحت است و چه بحرانی برای او به وجود آمده است. شوخی نبود که یازدهسال در آن نقش کار کرده بود. -میخواهم چند نوار از «غم ها» را برای او بفرستم که ببیند…