دانلود رمان نور درخشان او pdf از دانیل استیل برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان واقعی زندگی پسر دانیل استیل به نام نیک ترینا و کشمکش هایش با بیماری روانی ست که در سن ۱۹ سالگی بر اثر بیش مصرفی مواد مخدر درگذشت…
وقتی که به فاصله کوتاهی بعد از زایمان نیک به هوش آمدم، یک پرستار از من پرسید که آیا بچه را دیده ام یا نه و من سرم را به علامت نفی تکان دادم. او در حالی که متعجب به نظر می رسید، گفت: ندیده ای؟! پس صبر کن تا او را ببینی! طوری حرف میزد که گویی داشت در مورد یک ستاره سینما صحبت می کرد. او به من لبخند زد و با عجله از اتاق خارج شد و بعد از چند دقیقه با یک بقچه در میان بازوانش برگشت و آن را به آرامی در بازوهای من
گذاشت من با شگفتی او را نگاه کردم… هرگز زیبایی محض او احساسی که در سراسر وجودم دوید، آن صورت گرد دوست داشتنی و چشمان درشتی که به من نگاه می کردند را فراموش نمی کنم او آنقدر درشت و کامل بود که به جای چند ساعته چند ماهه به نظر می رسید. من بلافاصله تمام دردهایم را فراموش کردم و او را به نرمی در آغوش گرفتم. او در میان بازوانم به خواب رفت و من در حالی که احساس می کردم هرگز در زندگی ام
آنقدر خوشحال و خوشبخت نبوده ام خداوند را به خاطر نعمتی که به من ارزانی داشته بود، شکر کردم. نیکی از آن دسته بچه هایی بود که مردم می ایستند و آنها را تحسین می کنند. من و بتی او را در کالسکه اش می گذاشتیم و با خودمان به همه جا می بردیم و او به قدری درشت، زیبا و به ظاهر سالم بود که مردم دائماً در مورد او از ما سؤال می کردند و من در حالی که با افتخار او را نگاه می کردم جواب آن ها را می دادم. نیک از اولین ساعات پس از تولد…