دانلود رمان هدیه pdf از دانیل استیل برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
شروع داستان در مورد زندگی خانوادهای خوشبخت با ۲ فرزند (تامی و آنی) است که با از دست دادن آنی، دخترشان تبدیل به افرادی افسرده می شوند و از خانه و خانواده دور می شوند. در طرف دیگر داستان دختری (مری بت) وجود دارد که به خاطر یک اشتباه در سنّ ۱۶ سالگی باردار می شود و پدر خانواده طردش میکند و تا به دنیا آمدن بچه او را به کلیسا می فرستد، اما مری بت نمیتواند محیط خشک کلیسا را تحمل کند و به شهر دیگری می رود و در رستورانی شروع به کار میکند…
صومعه، خواهران نیکوکار ساختمان دخمه مانند تاریک و اندوه باری بود. مری بت خیلی زود متوجه شد که دو دختر دیگر نیز دقیقا به همان دلیل آنجا هستند. هر دوی آنها از شهرهای مجاور آمده بودند و مری بت از اینکه هیچ یک را نمی شناخت آسوده خاطر شد آنها تقریبا در آستانه ی زایمان بودند و یکی از آنان که دخترک عصبی 17 ساله ای بود در دومین روز ورود مری بت وضع حمل کرد و دختر کوچکی به دنیا آورد که بلافاصله به طور
مرموزی از او جدا و به خانواده ی انتخابی که در نوبت قرار داشت تحویل داده شد و دخترک حتی نتوانست یک بار بچه اش را ببیند. به نظر مری بت کل این ماجرا وحشیانه بود چراکه از دید خواهران نیکوکار راز اینان آنقدر کثیف بود که می بایست از ابتدا تا انتها مخفی بماند. دختر دیگر ۱۵سال داشت و هر آن منتظر بود نوزادش متولد شود این دو دختر هر دو غذایشان را با راهبه ها می خوردند و با آنان برای دعا و نماز شام به نمازخانه کلیسا می رفتند و فقط
در زمان ها و ساعات معینی اجازه ی حرف زدن را داشتند مری بت در سومین شب ورودش از شنیدن اینکه پدر نوزاد تازه متولد شده عموی خود دخترک است شوکه شد. او دختر بی نهایت غمگینی بود که هنوز هم از آنچه طی زایمان بر او گذشته بود، وحشت زده بود. در پنجمین شب اقامت در دی مری بت صدای فریاد دختر دیگر را شنید. فریاد یکه دو روز تمام در حالی که راهبه ها با عجله به این سو و آن سو می دویدند، یک لحظه قطع نشد…