دانلود رمان تاوان عشق تو pdf از مریم قاسمی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
مریلا و خواهرش دانشجوی ترم دوم پرستارین بعد از مدتی بنا به دلایلی تصمیم میگیرن تغییر رشته بدن و برن دانشگاه افسری و…
در آرایشگاهو باز کردم که جیره اش بلند شد.پرده ی کلفت صورتی رنگ رو کنار زدم با کیا وارد شدیم چند نفری توی ارایشگاه بود، یکی در حال سشوار کشیدن موهاش یکی پی ابروهاش بود و…. بعد از سلام کردن با آرایشگر روی صندلیهای گوشه سالن نشستیم برخلاف محله آرایشگاه خوبی به نظر میومد دو تا سالن کوچیک مجزا از هم داشت یکی ارایشگر و دوتا شاگرد از روپوش هاشون تشخیص دادم. یکی از شاگردها که در حال اسلاح بود روی منو کیا
میخ شده بود ارایشگر که که کار رنگ زدن موهای مشتریشو تموم کرد. _خانومای خوشگل واسه رنگ مو اومدین یا… نذاشتم ادامه بده و با لبخند مصنوعی گفتم: برای ابرو اومدیم. سرشو به معنی تفهیم تکون داد و… + شما که ابروهاتون از من تمیز تره._میخوایم مدل بدیم البته خواهرم نه فقط. لبخندی زد و گفت: چند دقیقه صبر کن تا مستانه کارش تموم شه. بعد سرشو به طرف یکی از شاگردهاش کرد و گفت: مسی زود تموم کن خانوما رو منتظر نذار.
سرشو تکون داد و با نگاهی خاص مارو زیر نظر گرفت. چیز مشکوکی جز اون شاگرد وجود نداشت موبه موی ارایشگاه رو از نظر گذروندم چیزی توجهمو جلب نکرد. با حرف ارایشگر چشم از بررسی برداشتم. _تازه اومدین توی این محل؟ کیارا زودتر من جواب داد: کیارا بله یه چند روزی میشه اسباب کشی کردیم. سرشو تکون داد و دیگه چیزی نگفت. اون شاگرد یا همون مستانه بعد از تموم شدن کارش گفت: خانوم بیاید اینجا بشینید…