دانلود رمان بچه مثبت pdf از ریما برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان در مورد دختری به اسم ملیساست که توی دانشگاهشون سر یه بچه مثبت با اعتقادات دینی محکم با دوستاش شرط میبنده. در واقع داستان تقابل افرادی از یک نسل ولی با اصول اعتقادی متفاوت و در اصل از دو دنیای متفاوت است و در این بین…
تا ساعت دو ظهر خواب بودم. سوسن جون با تهدید منوبیدار کرد. همین که بیدار شدم، ناهار و صبحونه رو یه جا لازانیا خوردم و بعد اون به اتاق برگشت. خیر سرم می خواست فقط برای یه بارم که شده به درس و دانشگاه برسم. همین که کیف رو باز کردم، دفتر متین رو دیدم و بازش کردم. تو صفحه اول بزرگ نوشته بود: “به نام او” و زیرش با خط ریز نوشیته بود: “خدایا این ترم مثل ترم های پیش کمک کن، من محتاج کمکت .” اوه اوه پس بگو چرا
هر ترم شاگرد اول میشه. خب خدا جون از این کمکا به ما هم بکن. صفحات بعدی همه جزوه بود و خیلی تمیز و مرتب نوشته شده بود.سریع همه جزوش رو کپی گرفتم و دوباره داخل کیف گذاشت تا فراموشش نکنم. حالا وقت کشیدن یه نقشه درست و حسابی برای این آقا پسر بود. مامان بدون در زدن وارد اتاقم شد و رو به من ایستاد. _جونم مامانم؟ – مهلقا الان زنگ زد. – خب بزنه، به من چه؟ -ملیسا مودب باش گفت آرشام از تو خیلی خوشش اومده و
خواسته بیشتر باهات آشنا بشه. -مامان من دلت خوشه ها. پسره افسردگی داره، فکر کرده من دلقکم و فقط می تونم بخندونمش. -بسه چرت نگو. اون برای بحث ازدواج می خواد باهات بیشتر آشنا بشه. – اینا فیلمشه. مامان که از این طرز جواب دادن من حسابی کفری شد داد زد: – اه، بسه. هر چی من می گم تو یه چیز دیگه می گی. عجب جمله ای گفتی، چیز! -ملیسا به خدا اگه بخوای با آبروی من جلوی آرشام بازی کنی من می دونم و تو…