دانلود رمان دار مکافات pdf از amir_sam.A و FATEMEH_R برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
رمان در مورد پسریست به اسم امیرسام با مشکل بزرگی در زندگیاش که ریشه در گذشتهی شوم و تلخش دارد و در این میان همه را به جز خودش مقصر میداند. اطرافیانش عشق را تنها راه برای حل مشکلش میدانند. هرکس تعریقی از عشق دارد؛ او نیز با شناختی که از عشق پیدا کرده، در صدد رسیدن به آن است و برای رسیدن به آن، دست به هر کاری میزند؛ حتی خشکاندن ریشهی عشقی که در قلب دو نفر دیگر، دو عاشق واقعی، جوانه زده بود؛ غافل از اینکه عشق، فراتر از چیزیست که او شناخته است.
“خورشید” ظاهرا در حال درست کردن سالاد بودم؛ اما تمام فکرم پیش مادرم بود، مادری که بعد از فوت پدرم همه جوره حامیم بود؛ برام هم پدر بود، هم مادر. اگه اتفاقی برای مادرم بیوفته… با شنیدن جیغ سروناز از فکر و خیال خارج شدم و به خودم اومدم. -خورشید حواست کجاست؟ باترس جواب دادم: -مگه چی شده؟ -یه نگاه به دستت بنداز، ببین چه بلایی سرخودت آوردی! با دیدن خونی که ازدستم می اومد، چاقو رو رها کردم و به سمت شیرآب رفتم.
بعد ازشستن و خشک کردن دستم، سروناز یه چسب زخم به انگشتم زد. -آخه دختر تو حواست کجاست؟ ناخواسته بغضم گرفت و اشکم جاری شد. سروناز با دیدن اشک های جاریم، به طرفم اومد، بغلم کرد و با نوازش سرم سعی کرد آرومم کنه. -عزیزم، نگران نباش، من مطمئنم که حال مادرت خوب میشه. بعد از اینکه کمی آروم شدم، دوباره به سمت میز رفتم تا بقیه ی سالاد رو درست کنم؛ اما سروناز مانعم شد. -سالاد رو خودم درست میکنم،
تو برو میوه ها رو تو ظرف بچین. بدون حرف کاری که گفت رو انجام دادم. بعد ازمهمونی حتما از خانم اجازه میگیرم و به دیدن مادرم میرم. “امیر سام شب” “مهمانی بزرگ” دستی به موهام کشیدم صدای همهمه اعصاب خردکنی از سالن پایین می اومد. از وقتی که از بیمارستان اومده بودم فکر و ذهنم بیشتر درگیر شده بود. باید هر طور شده انتقام سارا… در به صدا در اومد. به لباسام نگاهی انداختم تنها چیزی که تنم بود شلوار کتان سرمه ایم بود…