دانلود رمان دریا pdf از FATEMEH.R برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
رمان درمورد دختری به اسم دریاست که بعد از ۱۸ سال خانواده واقعیش پیداش می کنن و مجبور میشه باهاشون زندگی کنه و برادرش به دلیلی که دریا نمی دونه ازش متنفره و مدام اذیتش می کنه و در این میان حس های زیادی ازجمله تحقیر، نفرت و عشق رو تجربه میکنه…
“آرشام” امروز بدترین روزعمرمه دعوایی که صبح با پدرم داشتم از یه طرف عمل های زیادوخسته کننده هم از طرفه دیگه پدرم از من توقع داشت برای آوردن اون دختر باهاش برم ولی من قبول نکردم از اون بدتر اینکه باید تا آخر عمراون دختر… قاتل مادرمو کنارخودم تحمل کنم قبل از برگشتن به خونه تمام سعیمو کردم به این قضایا فکر نکنم ولی با دیدن اون دختر چشم آبی دوباره خاطرات گذشتم… مادرعزیزم… برام زنده شد و نفرتم از این دختر
بیشتر شد. سریع به اتاقم رفتم و بعدازیه دوش ۱۰ دقیقه ای از حمام بیرون اومدم گرمکن و تی شرت سفید پوشیدم و موهای مشکیمو همونطورنامرتب گذاشتم بمونه یه نگاه تو آینه به خودم انداختم چرا من که تا این حدبه مادرم علاقه دارم نباید کوچکترین شباهتی به مادرم داشته باشم در عوض ظاهرم کاملا شبیه پدرم باشه؟… چرا باید چشمای اون دختر آبی باشه ولی چشمای من مثل سایر افراد خاندان رادمنش عسلی باشه؟ مامان ببین این قدر
این دختر و عذاب میدم تا از اومدن به اینجا پشیمون شه… اون باید تاوان مرگ تورو بده از پله ها رفتم پایین دیدم سوسن به کمک این دختره اسمش چی بود؟… دریا چه جالب اسمش به چشمای آبیش میاد چشمایی که از مادرم به ارث برده لعنتی. این دختر همش منو یاد مادرم می اندازه… در حال چیدن میز ناهار بودن کمک کردنش به سوسن برام جالب بود فکر می کردم حالا که وارد خانواده ما شده به سوسن دستور بده اونم مثل دخترای دیگه…