دانلود رمان پنجاه طیف تاریکتر (جلد دوم) pdf از ای ال جیمز برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
آناستازیا که از رازهای تاریک کریستین ترسیده است، تصمیم به جدایی میگیرد اما نمیتواند کریستین را فراموش کند. کریستین نیز با شیاطین درونی خود در جنگ است و دوباره با پیشنهادی جدید به سراغ اناستازیا می رود که…
در سکوت در حالی که راننده ما رو به سمت گالری میبرد تو ماشین نشستیم. آشفتگیم با تموم قدرت برگشته بود و متوجه شدم که لحظاتی که تو چارلی تانگو بودیم ارامش قبل از طوفان بود. کریستین ساکت و تو فکر بود… حتی نگران به نظر می رسید حالِ تقریبا خوبی که داشتیم، از بین رفته بود. خیلی حرفا بود که می خواستم بزنم ولی این خیلی کوتاه بود و نمیشد. کریستین با ظاهری افسرده و متفکر به بیرون خیره بود. زمزمه کردم: ” خوزه فقط یه دوسته.”
برگشت و با چشمای تیره شده گارد گرفته و خنثی بهم نگاه کرد. اوه… اون حواسم رو پرت میکنه… ممنوعه است سریعا اینو به خودم یاد اوری کردم پوستم داغ شد. سر جاش جابجا شد و اخم کرد: “اون چشمای زیبات خیلی رو صورتت درشت دیده میشن اناستازیا، خواهش میکنم بهم بگو که غذا میخوری.” به صورت خودکار جواب دادم: ” بله کریستین غذا میخورم” “واقعا جدى ام” نتونستم لحن تحقیر رو توی صدام مخفی کنم: ” الان واقعا؟؟؟ ”
حقیقتا این مرد گستاخه… این مردی که باعث شد من چند روز سر به بیابون بزارم… نه این غلطه. من خودم این بلا رو سر خودم اوردم نه اون این بلا رو سرم آورده سرگشته سرم رو تکون دادم. نرم گفت: ” نمیخوام باهات بجنگم اناستازیا میخوام که برگردی و میخوام که سالم برگردی. “چی؟!!! این چه معنی میده؟؟ ” ولی هیچ چیزی تغییر نکرده.” تو هنوز همون پنجاه سایه ای!” ” بیا تو راه برگشت در مورد صحبت کنیم، الان رسیدیم.””چرا این کار رو میکنی؟؟”