دانلود رمان پنجاه طیف آزاد شده (جلد سوم) pdf از ای ال جیمز برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
بعد از پذیرش درخواست ازدواج کریستین گری در پنجاه سایه تاریکتر، آناستازیا استیل باید نه تنها به زندگی متاهلی عادت کند، بلکه باید با سبک زندگی شوهر ثروتمندش و ذات کنترلگر او کنار بیاید ولی ایا همه چیز خوب پیش می رود…؟؟؟
وقتی که به داخل ماشین برگشتیم کریستین تو فکر بود، به زمین های پر از آفتاب گردو ن براق، نگاه می کرد، جهتشون به سمت آفتاب نرم و ملایم بعد از ظهر، چرخیده بودن. یکی از دو قلو ها – فک کنم گستون باشه- در حال رانندگی کردن بود و تیلور هم جلو در کنارش نشسته بود. کریستین در مورد یه چیزی عمیقا تو فکر بود. دستش رو گرفتم، فشار اطمینان بخشی بهش دادم. قبل از اینکه دستم رو رها کنه بهم نگاه کرد و بعد دستش رو روی زانوم نوازش وار کشید.
من یه دامن کوتاه کلوش آبی سفید و یه بلوز آستین حلقه ای اندامی آبی، تنمه. کریستین مکث کرد، و نمیدونم که دستش میخواد به سمت پام حرکت کنه. با چشم انتظاری از لمس نرم انگشتاش نفسم گرفته شده. میخواد چی کار کنه؟؟ انتخاب کرد که پایین بره، یکدفعه مچ پام رو گرفت و پام رو به طرف آغوشش کشید. چرخیدم و برای همین به طرفش در صندلی عقب ماشین قرار گرفتم. “اون یکی رو هم میخوام” مضطرب به تیلور و گستون
که نگاهشون ثابت به جاده بود نگاه کردم و پای دیگه ام رو هم در آغوشش گذاشتم. چشماش خونسرد بودن. دستش رو به سمت دکمه ای که روی درش قرار داشت برد و فشارش داد. در مقابلمون یه صفحه تیره رنگ خصوصی سازی از جعبه ای بالا کشیده شد و 10 ثانیه بعد ما کاملا موثرانه در منطقه خصوصی قرار گرفتیم. واو… فک نمی کردم که این ماشین این همه جا و امکانات داشته باشه. کریستین توضیح داد: “میخوام مچ پاهات رو نگاه کنم. “