دانلود رمان خاکستری (جلد چهارم) pdf از ای ال جیمز برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
کریستین گری کنترل کردن بروی تمام مسائل رو تمرین کرده. دنیای اون منظم مرتب و کاملا تهی هست تا اینکه در روزی اناستازیا استیل با موهای پریشون قهوه ای و دست و پایی خوش ترکیب وارد دفتر اون میشه. اون سعی میکنه اون دختر رو فراموش کنه ولی بجای اون درگیرطوفان احساساتوعواطفی میشه که نمیتونه اونا رو درک و در مقابلشون مقاومتی بکنه. برخلاف تمام زنهایی که اون قبلا میشناخت، انای خجالت زده و کم حرف، انگار دقیقا درون وجود اون رومیبینه…از اعجوبه بیزنس و زندگی سبک پنت هاوسی اون گذشته و به کریستین سرد و قلب زخمی وی میرسه..
به خلاصه اطلاعات بدست آمده برای باز هزارم از زمانی که دو روز پیش دریافتش کردم خیره شدم، به دنبال درون بینی از خانم آناستازیا رز استیل اسرار آمیز بودم. نمیتونم این زن لعنتی رو از فکرم بیرون کنم و جداً این دیگه منو کلافه و عصبی کرده. در این هفته گذشته در جلسات ویژه ی خسته کننده خودم رو زمانی که روز مصاحبه رو تو سرم دائم دوره می کردم پیدا کردم. انگشتای دستپاچه اش روی ضبط صوت، جوری که موهاش رو پشت
گوشش میفرستاد، آره اون لعنتی همش فکر منو مشغول کرده. و الان، من اینجام، پارک کرده بیرون مغازه کلایتون، یک مغازه متواضعانه ابزار آلات در حومه شهر پورتلند جایی که اون کار میکنه. تو یه احمقی گری، چرا اینجایی؟؟؟ می دونستم به اینجا میکشه. تمام هفته می دونستم که دوباره اونو میبینم از زمانی که اسمم رو تو آسانسور صدا زد و در عمق ساختمونم ناپدید شد اینو می دونستم. از مقاومت کردن خسته شدم من ۵ روز صبر کردم ۵
روز لعنتی رو صبر کردم تا ببینم فراموشش میکنم یا نه و من آدمی نیستم که هیچ وقت صبر کنم. من از صبر کردن بیزارم… برای هر چیزی و هیچ وقت قبلا دنبال یک زن راه نیافتادم. زن هایی که من داشتم همگی می دونستن که چی ازشون توقع دارم. ترسم الان اینه که خانم استیل خیلی جوونه و اون مشتاق چیزی که من بهش ارائه میکنم نباشه… هست؟؟ اون اصلا میتونه فرمان بردار خوبی باشه؟؟ سرم رو به دو طرف تکون دادم. فقط یه راه هست که…