دانلود رمان جنگل های سکوت (جلد اول در جستجوی دلتورا) pdf از امیلی رودا برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان درباره ۳ همسفر به نامهای لیف، بارد و جاسمین است که میخواهند سرزمین خود (دلتورا) را از دست ارباب سایهها نجات دهند. در این سفر از بخشهای مختلفی از سرزمین خواهند گذشت که هر یک از این ۸ جلد یکی از این شهرها را روایت میکند. داستان بسیار زیبا و هیجانانگیز و پر از معماهای جالب است…
“دکان آهنگری” جارد اصلا به خاطر نمی آورد که چطور تلاش کرده و خود را از گودال بیرون کشیده بود. به یاد نمی آورد که چطور سکندری خوران از میان علف های در هم تنیده و بوته های خاردار آن سوی جاده عبور کرده بود. نمی دانست چه چیزی او را به سوی دکان آهنگری هدایت کرده بود- جایی که او سر انجام از حال رفته و نقش زمین شده بود. شاید از دور، درخشش آتش را دیده بود. شاید صدای کوبیدن چکش آهنگری را بر فلز داغ و سرخ شنیده
بود و صدا او را به یاد همان درس های آهنگری انداخته بود که با اندون داشتند و یا شاید روح آدین مواظبش بود.زیرا کراین آهنگر، آن مرد شجاع و نیرومند، شاید تنها کسی در شهر دل بود که به او جا و مکان می داد. کراین او را از زمین بلند کرده و کمکش کرده بود تا به درون خانه کوچکش، پشت دکان آهنگری برود.وقتی صدا زده بود، دختری خوش سیما دوان دوان به سویشان آمده بود. دختر نگاهی پرسشگرانه به آنها انداخته بود، اما در سکوت به
کراین کمک کرده بود تا به جارد آب و نان بدهد و زخم ها و خراش های روی بدنش را بشوید. آن ها لباس های کثیف و پاره را از تن جارد در آورده، لباس خواب ساده و بلندی به او پوشانده و او را در تختخواب باریکی خوابانده بودند. و بعد جارد به خواب رفته بود. غروب بود که از خواب بیدار شد و بار دیگر صدای چکش را بر فلز شنید، و نیز صدای دختر را که در آشپزخانه آواز می خواند. تمام روز را خوابیده بود. در انتهای تختخوابش، یک دست لباس دید…