دانلود رمان شهر موش ها (جلد سوم در جستجوی دلتورا) pdf از امیلی رودا برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
لیف، باردا و جاسمین – سه همسفری که تنها نقطه مشترکشان، نفرت از دشمن واحد است – برای پیدا کردن هفت گوهر گمشده کمربند جادویی دلتورا به جست و جوی خطرناکی دست میزنند. تنها زمانی که کمربند کامل شود ارباب سایه ها سرنگون میشود. آن ها تا به حال موفق شده اند باقوت زرد و یاقوت سرخ را بیابند. این دو گوهر که نیروهای مرموزی دارند به همسفران قدرت و شهامت میبخشند تا برای یافتن گوهر سوم تلاش کنند اما هیچ یک از آنها نمیداند که در شهر موش های ممنوعه چه سرنوشت وحشتناکی در انتظارشان است…
“مشکلات مالی” قیمت بعضی از اجناس مغازه تام، مثل کیسه خواب شناور به تنهایی بیشتر از تمام پول باردا و لیف بود. اما آنها توانایی خرید بعضی از جنس ها را داشتند و انتخاب میان آن ها کار مشکلی بود. در نهایت، آن ها غیر از طناب خود حلقه شو، یک بسته بی نیاز از پخت ورقه های گرد سفیدی که با آب زدن به قرص های نان تبدیل می شدند یک کوزه “خالص و شفاف”- پودری که هر آبی را قابل آشامیدن می کرد و چند جفت جوراب برای
پاهای زخمیشان انتخاب کردند. چیزهای خریداری شده زیاد نبودند و آنها مجبور شده بودند بعضی از اجناس جالب را کنار بگذارند مثل کوزه ای پر از مهره های آتش زا و فلوتی که حباب های نور بیرون می داد.لیف گفت: کاش پول بیشتری همراه داشتیم. تام کمی کلاهش را عقب تر برد و گفت: «آه، خوب، شاید بتوانیم با هم کنیم. من غیر از فروش، خرید هم میکنم.» و نگاهی به شمشیر لیف انداخت. لیف به علامت نه سرش را محکم تکان داد.به همان
اندازه که دلش اجناس تام را می خواست، راضی نبود شمشیری را که پدرش در کوره آهنگری خودشان درست کرده بود را از دست بدهد.تام شانه هایش را بالا انداخت و با بی اعتنایی گفت: «شنلت کمی لک شده. با این حال، شاید بتوانم آن را با چیز دیگری معامله کنم.» این بار لیف لبخند زد. با آن که تام بی اعتنا به نظر میرسد اما ظاهرا خوب می دانست شنلی که مادر لیف برایش بافته است، نیروی خاصی دارد. لیف گفت: این شنل می تواند صاحبش را تا حدی نامرئی کند…