دانلود رمان کوهستان وحشت (جلد پنجم در جستجوی دلتورا) pdf از امیلی رودا برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
چهار گوهر پیدا شده و حالا اخبار مهمی از خانه به لیف رسیده است. دلش میخواهد به خانه برگردد… اما جست و جو باید ادامه پیدا کند. برای یافتن پنجمین گوهر، قهرمانان ما باید دست به کار خطرناکی بزنند، به انتهای سرزمین سایه ها بروند و وارد قلمرو تاریک و وحشتناک گلیک هیولا بشوند. آیا لیف، باردا و جاسمین از کوهستان وحشت زنده بر میگردند؟
سرانجام اجتماع کین ها پراکنده شد و هر کردم به طرف درختان رفتند تا علف هایی را که پایین و بالای درخت ها روییده بود، بخورند. مادر پرین که بخاطر بچه سنگینش در کیسه، به زحمت راه می رفت، به لیف، باردا و جاسمین گفت: «تنها چیزی که برای خوردن داریم علف است به اندازه کافی مقوی است اما از خوردن این علف های شیرین خسته شده ایم و دلمان برای برگ های میوه های مخروطی درخت های بولانگ تنگ شده. برگ های درختان این
بیشه خوردی نیستند. در واقع، آنها زنده نیستند.» کری با نفرت قار قار کرد و روی دست جاسمین فرود آمد جاسمین که به خود می لرزید، دور و برش را نگاه کرد و گفت: «کری همیشه می دانست که این درختان انچه باید باشند نیستند. بیخود نیست که ساکت اند. حتی فکرش هم وحشتناک است که این ها قرن ها بدون تغییر اینجا بایستند.» باردا خلی جدی گفت: « و شانس آوردیم که از امتحان چشمه موفق بیرون آمدیم. وگرنه ما هم مثل آن ها می شدیم.»
مدت ها بود که لیف حرف نزده بود. وقتی آخرین کین از آنجا رفت، جاسمین رو به او کرد و گفت: «چی شده؟ اوضاع رو به راه است؟» لیف زیر لب گفت: « اوضاع رو به راه نیست. پدر و مادرم…» در حالی که بغضش را فرو اشک هایش را می گرفت، ساکت شد. جلوی باردا که توجهش جلب شده بود گفت جارد و آنا؟ تو چی…؟» همین که متوجه موضوع شد، چهره اش تغییر کرد و پر از ترس شد گفت: «تو رویا دیده ای! لیف. » لیف سر به تایید تکان داد و…