دانلود رمان لانه اژدها (جلد اول اژدهایان دلتورا) pdf از امیلی رودا برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
در این جلد دلیف تصمیم میگیرد گوی بلورین (پنجرهای از درون سرزمین سایهها به سرزمین دلتورا) را نابود کند و بطور اتفاقی متوجه میشود دلیل خشکسالی و قحطی دلتورا آواز ۴ خواهر شوم است و تصمیم به نابودی آنها میگیرد و سفر به شرق دلتورا یعنی جایی که خواهر شرق در آنجا هست را با همسفرانش شروع میکند.
“گردهمایی ماه کامل” گردهمایی تا پایان روز جریان همیشگی خود را طی کرد. گزارشات و شکایات ارائه شد سؤال ها مطرح و جواب ها داده شد. خبرها یکی از یکی بدتر بود اما لیف چیزی را از کسی پنهان نکرد می دانست که فایده ای ندارد به مردم آرامش دروغین بدهد. آنها چشم و گوش داشتند و خیلی خوب می دانستند که دوران سختی است مردم فریب نمی خوردند و تظاهر را فوری تشخیص می دادند. برای اینکه همه لیف را ببینند او به اجبار روی
پله هایی ایستاده بود که به طبقات بالای قصر می رفت. در آنجا کمی به منشأ صدا نزدیک تر بود که طولی نکشید به سراغش آمد تا عذابش دهد. برای مبارزه با آن ،صدا دستش را روی گوهرهای کمربند دلتورا گذاشت تا از نیروی گوهرها استفاده کند نوک انگشتانش روی لعل بنفش بود که آرامش می داد الماس که قدرت می داد و یاقوت زرد که ذهن را شفاف می کرد اما آن صدا کشنده بود ساعت به ساعت زهرش را قطره قطره در ذهن لیف می ریخت
تا اینکه دلش آشوب و لباس هایش خیس عرق شد. او به خودش می گفت به زودی به زودی کمربند نمی تواند نجاتت بدهد، شاه کوچولو! ناگهان صدا به طرز غیر منتظره ای ذهنش را ترک کرد. سرش از این رهایی ناگهانی گیج رفت به خود آمد و دید که باردا بازوی او را گرفته است و مردم وحشت زده به او خیره شده اند. فهمید که حتماً تلوتلو خورده است. گفت: «ببخشید من… کمی خسته ام. باردا گفت:«شاه دیگر باید استراحت کند از همه متشکریم…