رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
دانلود pdf رمان خنیاگر غمگین از یگانه اولادی و مینا شوکتی

دانلود رمان خنیاگر غمگین pdf از یگانه اولادی و مینا شوکتی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی

گویند که بهشت زیر پای مادران است… اما در قصه ما یک مادر جهنمی وجود دارد که پاکی دخترش را دست آمیز امیال و هوس های خود میکند و در این میان دون ژوانی برای نجات دخترک وارد می شود او را از مادرش جدا کرده و دخترک را مانند فرزند خود بزرگ میکند اما کی احساساتش به اون مانند معشوق می شود… چه زمانی به خود می آید و میبیند خود نیز به دخترک دل داده اما… ای کاش همه چیز به این آسانی بود خیانت این واژه سهمگین کمر دخترکمان خرد می کند…

خلاصه رمان خنیاگر غمگین

صدای پخش را کم کرد و به اتوبان رو به رویش چشم دوخت. تلفنش مدام زنگ می خورد. بدون نگاه به صفحه و نام مخاطب تماس را ریجکت کرد و سرعتش را بالا برد. به آپارتمان ادیب در مرکز شهر که رسید گوشی اش را خاموش کرد و درون داشتبرد انداخت. امشب آستانه ی تحملش پر بود و کوچکترین تنش دیگری اعصابش را بهم میریخت و مهم ترین مسئله ی تنش امروزش همین وسیله ی ارتباطی کوچک بود. پیاده شد و با برداشتن کتش جلو رفت.

زنگ آیفون را فشرد و به ثانیه نکشیده ادیب در را به رویش گشود. از اخلاق رفیق شفیقش خبر داشت و می دانست تنها به دنبال مکانی خلوت و کم سر و صدا راه خانه ی او را در پیش گرفته است. ترجیح داد برای خالی شدن ذهنش از افکار مختلفی که در آن پرسه میزد به جای استفاده از آسانسور، از پله ها بالا برود. بی هیچ عجله ای، آرام آرام پله ها را بالا می رفت و به روز گندش لعنت می فرستاد. به در واحد ادیب که رسید انگار کمی ذهنش آزاد تر شده بود.

زنگ واحد را فشرد و به ثانیه نکشیده ادیب خوش خنده، در را به رویش باز کرد. دستش را در دست جلو آمده ی ادیب گذاشت: سلام. چطوری؟ بی حوصله جواب داد: معلوم نیست؟! به داخل دعوتش کرد و همان دم کتش را از دستش گرفت‌. پا که داخل سالن گذاشت با تعارف ادیب روی مبل نشست: دیگه خونه خودته داداش راحت باش. _: نمی گفتی هم راحت بودم. ادیب همان طور که با دو ماگ که از زیرش مایع قهوه قطره قطره می ریخت از آشپزخانه خارج شد و…

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
گویند که بهشت زیر پای مادران است... اما در قصه ما یک مادر جهنمی وجود دارد که پاکی دخترش را دست آمیز امیال و هوس های خود میکند و در این میان دون ژوانی برای نجات دخترک وارد میشود اورا از مادرش جدا کرده و دخترک را مانند فرزند خود بزرگ میکند اما کی احساساتش به اون مانند معشوق می شود... چه زمانی به خود می آید و میبیند خود نیز به دخترک دل داده اما... ای کاش همه چیز به این آسانی بود خیانت این واژه سهمگین کمر دخترکمان خرد می کند...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    خنیاگر غمگین
  • ژانر
    عاشقانه، انتقامی، ازدواج اجباری
  • نویسنده
    یگانه اولادی و مینا شوکتی
  • ملیت
    ایرانی
  • ویراستار
    رمانسرا
  • صفحات
    1117
لینک های دانلود
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 6,347 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.