رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
دانلود pdf رمان منی دیگر از نازنین اسماعیلی

دانلود رمان منی دیگر pdf از نازنین اسماعیلی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی

یکی بود یکی نبود، زیر گنبد کبود دختری بود، چش عسلی، پیرهن پری… ولی این دخترک قصه ی ما، دل پر غصه ای داشت، زندگیش قشنگ نبود. میون باغ دلش، گل های رنگارنگ نبود. پدرش پدر نبود، سهمش از زندگی جز، روزای در به در نبود، روزی از همین روزا، روزای خوب خدا، یکی اومد در خونشون رو زد، درو وا کرد و نگاهش به ته کوچه رسید. خود خوشبختی رو دید، گل حسرت تو دلش خشکید و خشکید…

خلاصه رمان منی دیگر

نای فکر کردن نداشتم. دوست داشتم جایی خلوت دور از زنی که چند قدمیم خوابیده بود و هر از گاهی خرناس می کشید، بیخیال دراز بکشم. تمام دیوار ها پر بود از نوشته. خط های کج و معوجی که معلوم نبود برای چه کشیده شده اند. مثلاً پشت آن قلب با تیر وسط قلبش که دیوار را شکافته بود، چه تفکر بدیعی نشسته بود!؟ این کثیفی های نشسته روی دیوار، رنگ آشنایی داشت. صورت خونی مامان توی تاریک و روشن ذهنم نقش بست. روزی که

بابا کاسه آب دوغ خیاری را که برایش آورده بودم، به سمت مامان پرت کرد.کاسه از مامان رد شد و به دیوار سیاه شده از دود سیگار و تریاک اصابت کرد. لکه بزرگ سفیدی با خیار و سبزی و نون روی دیوار نقاشی شد. خیال آسوده شده ام را از اینکه آسیبی به مامان نرسیده بود به دیوار دادم که بابا اینبار لیوان را سمتش پرت کرد و لیوان درست به پیشانی مامان اصابت کرد. با آخی که مامان کشید سمتش دویدم. ثانیه ای نکشید که صورتش غرق خون شد.

جیغ کشیدم. عین مرغ سر کنده به این سو و آن سو می دویدم. هیچ کاری نمی تواستم بکنم. بابا وقتی دید اوضاع بهم ریخته است، بی رحمانه و در نهایت شقاوت لباس پوشید و از خانه بیرون زد. تنها که شدم تازه یادم افتاد باید کاری کنم. خون فوراه می کرد. سر برهنه توی کوچه دویدم و اکرم خانم_همسایه امان_ را صدا زدم. اکرم خانم که به دادمان رسید ترسم کم شد. کمکش کردم و سرش را ضد عفونی کردیم. دلداری های مامان آرامم نمی کرد…

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
یکی بود یکی نبود، زیر گنبد کبود دختری بود، چش عسلی، پیرهن پری... ولی این دخترک قصه ی ما، دل پر غصه ای داشت، زندگیش قشنگ نبود. میون باغ دلش، گل های رنگارنگ نبود. پدرش پدر نبود، سهمش از زندگی جز، روزای در به در نبود، روزی از همین روزا، روزای خوب خدا، یکی اومد در خونشون رو زد، درو وا کرد و نگاهش به ته کوچه رسید. خود خوشبختی رو دید، گل حسرت تو دلش خشکید و خشکید…
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    منی دیگر
  • ژانر
    عاشقانه، پلیسی، غمگین
  • نویسنده
    نازنین اسماعیلی
  • ملیت
    ایرانی
  • ویراستار
    رمانسرا
  • صفحات
    249
لینک های دانلود
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 1,363 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.