دانلود رمان شب پیشگویی pdf از ژان پل استر برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
سیدنی اُر” شخصیت اصلی رمان، یک نویسنده است. او روز ۱۲ ژانویه ۱۹۸۲ در ایستگاه متروی خیابان چهاردهم از حال میرود و از بالای پله ها سقوط میکند. پزشکان امیدی به بهبودی او ندارند اما او بهبود مییابد. مدتی پس از بهبودی بطور تصادفی به مغازهی نوشت افزار فروشی به نام “قصر کاغذی” میرود و دفتری جلد آبی میخرد. به نظر میرسد که این دفتر جادویی است. و نوشتن در این دفتر زندگیاش را به چالش میکشد.
بعد از شام نیک و اوا به آپارتمانشان در وست ویلج باز می گردند. دوبلکس خوش منظره و مرتبی است در بارواستریت. در واقع برای داستان فلیتکرافتی ام آپارتمان جان تروز را در نظر گرفتم، هم چنین برای تشکر از مردی که این ایده را در اختیارم گذاشته بود. نیک باید نامه ای بنویسد و صورت حساب ها را ببیند و در حالی که اوا برای رفتن به بستر آماده می شود، پشت میز ناهار خوری می نشیند تا به این کارهای کوچک برسد. سه ربع ساعت مشغول است،
اما با اینکه دیر وقت شده، نا آرام است و میل به خواب ندارد. به اتاق خواب سر می زند، می بیند اوا هنوز نخوابیده و به او می گوید که میخواهد برود بیرون و نامه را در صندوق پست بیندازد. می گوید تا پنج دقیقه ی دیگر برمی گردم. در این لحظه است که آن اتفاق می افتد. باون کیفش را ( که هنوز دست نویس شب پیشگویی در آن است ) برمی دارد، نامه را در آن جای می دهد و بیرون می رود . اوایل بهار است و باد سختی در شهر پیچیده که
شاخه ی درختان را تکان می دهد و تکه های کاغذ و زباله را پیش می راند. در حالی که هنوز در فکر دیدار پریشان کننده ی آن روز صبح خود با رزاست و هم چنان می کوشد در ملاقات دوباره شان مفهومی بیابد، در میان مه بی آنکه به اطراف توجه کند، تا سرپیچ خیابان میرود.نامه را از کیف بیرون میکشد و آن را درون صندوق پستی می اندازد. با خود می گوید چیزی در وجودش شکسته و رهاشده و برای نخستین بار بعد از شروع اختلافاتش با اوا، مایل است…