رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
دانلود pdf رمان کابوس های شبانه از خانومی

دانلود رمان کابوس های شبانه pdf از خانومی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی

ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺑﺮﺳﺎﻥ؛ ﮐﺎﺑﻮﺱ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﻏﯿﺮﺗﺖ ﺭﺍ ﺯﯾﺮ ﺳﻮﺍﻝ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﺮﺩ!! ﺳﺮآﺳﯿﻤﻪ ﻭﺍﺭﺩ ﺧﺎﻧﻪ ﺷﺪﻡ. چشم هاﯾﻢ ﺑﻪ ﺧﻮﻥ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﺳﮑﻮﺕ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺩﺭ ﻓﻀﺎ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ می کرد، ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩﻡ: -ﻣﯿﺘﺮﺍ؟ ﻣﯿﺘﺮﺍ؟ ﻫﯿﭻ ﺻﺪﺍﯾﯽ نمی آﻣﺪ. ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ آﺷﭙﺰﺧﺎﻧﻪ ﺭﺳﺎﻧﺪﻡ.ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺧﺒﺮﯼ ﻧﺒﻮﺩ.ﻗﺼﺪ ﺧﺮﻭﺝ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﭼﺸﻤﻢ ﺑﻪ ﭼﺎﻗﻮﯼ ﺭﻭﯼ ﺍﭘﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩ. ﺳﺮﯾﻊ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺗﺎﻕ ﺧﻮﺍﺏ ﺭﺳﺎﻧﺪﻡ. ﺻﺪﺍﯼ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﮔﻮﺵ ﻣﯿﺮﺳﯿﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻧﯿﻤﻪ ﺑﺎﺯ ﺑﻮﺩ…

خلاصه رمان کابوس های شبانه

غلتی زدم و به میترا نگاه‌کردم چه معصومانه روی بازویم خوابیده بود… نفس های ارامش حاکی از خوابی عمیق داشت، دستم را روی گونه اش کشیدم، طوری که از خواب نپرد… یک لحظه به او حسودیم شد، چقدر دوست داشتم جایم را با او عوض کنم، تشویش و دلهره نداشته باشم و آرام بخوابم، مثل یک آدم! و صبح هم شاد و شنگول به سر کار بروم… اما صد افسوس، نه خوابی در کار بود و نه استراحتی همیشه فکر می کردم آدم از بی غذایی

میمیرد اما حالا نظرم کاملا بر عکس بود، عدم داشتن خواب کافی و استراحت به موقع، بلاخره مرا از پا در می آورد… دستم را به آهستگی از زیر سرش کشیدم… تکانی خورد، اما دوباره خوابید… پاورچین از اتاق بیرون آمدم… همه جا تاریک و سرد بود… تنها صدایی که به گوش می رسید، تیک تاک ساعت بود… که حسابی روی مخم، پیاده روی می کرد… مبل را به دیوار نزدیک کردم و رویش پریدم، خیلی سریع ساعت دیواری را برداشتم و باتری اش

را بیرون کشیدم، اخیش! صدایش خفه شده بود دیگر مثل دارکوب در مغزم نوک نمیزد… دوست دیرینه ام را برداشتم، همان بسته سیگاری که تنها دو نخ از آن باقی مانده بود باز هم به صندلی روی تراس پناه بردم. پک های عمیق میزدم، چشمانم به خون نشسته بود… دیگر حتی دود سیگار هم تسکینم نمی داد.. خدایا این چندمین روز پیاپی بود که بی خوابی، دیوانه ام می کرد؟ نمیدانم تا به حال کسی از بی خوابی مرده یا نه، ولی قطعا برای من…

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺑﺮﺳﺎﻥ؛ ﮐﺎﺑﻮﺱ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﻏﯿﺮﺗﺖ ﺭﺍ ﺯﯾﺮ ﺳﻮﺍﻝ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﺮﺩ!! ﺳﺮآﺳﯿﻤﻪ ﻭﺍﺭﺩ ﺧﺎﻧﻪ ﺷﺪﻡ. چشم هاﯾﻢ ﺑﻪ ﺧﻮﻥ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﺳﮑﻮﺕ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺩﺭ ﻓﻀﺎ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ می کرد، ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩﻡ: -ﻣﯿﺘﺮﺍ؟ ﻣﯿﺘﺮﺍ؟ ﻫﯿﭻ ﺻﺪﺍﯾﯽ نمی آﻣﺪ. ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ آﺷﭙﺰﺧﺎﻧﻪ ﺭﺳﺎﻧﺪﻡ.ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺧﺒﺮﯼ ﻧﺒﻮﺩ.ﻗﺼﺪ ﺧﺮﻭﺝ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﭼﺸﻤﻢ ﺑﻪ ﭼﺎﻗﻮﯼ ﺭﻭﯼ ﺍﭘﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩ. ﺳﺮﯾﻊ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺗﺎﻕ ﺧﻮﺍﺏ ﺭﺳﺎﻧﺪﻡ. ﺻﺪﺍﯼ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﮔﻮﺵ ﻣﯿﺮﺳﯿﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻧﯿﻤﻪ ﺑﺎﺯ ﺑﻮﺩ...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    کابوس های شبانه
  • ژانر
    عاشقانه، ترسناک
  • نویسنده
    خانومی
  • ملیت
    ایرانی
  • ویراستار
    رمانسرا
  • صفحات
    185
لینک های دانلود
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 1,294 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.