دانلود رمان جایی که قلب آنجاست pdf از تهمینه کریمی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان از آنجایی شروع میشود که رز سوار بر هواپیما از آمریکا به دیدار اقوام مادرش در ایران میآید. رز تک فرزند یک پدر آمریکائی و یک مادر ایرانی است که هر دو دار فانی را وداع گفتهاند. رز در ۱۲ سالگی مادر خودش را از دست داده و مادر که به دلیل ازدواج با یک مرد آمریکائی برای همیشه از طرف خانواده خودش طرد شده بود، همیشه با اشک و آه از ایران یاد می کرده و تا آخرین لحظه حیاتش هم موفق به دیدار اقوامش نمی شود. پدر هم بعد از یک بیماری قلبی فوت میکند و از رز میخواهد که به ایران برگردد و سراغ خانواده مادرش برود…
وقتی قرار گرفتن دستی را به روی شانه خود احساس کردم از جا پریدم انگار خوابم برده بود هراسان نگاهی به اطرافم انداختم هنوز در هواپیما بودم به صورت دست روی شـانه ام خیره شـدم همان مهمانداری بود که قرص مسکن رابرایم آورده بود لبخند زد و با لحن شمرده ای گفت: می بخشین که بیدارتون کردم خانم. به زحمت لب هایم را تکان دادم و گفتم: مشکلی پیش اومده؟ او با اطمینان خاطر سرش را تکان دادو گفت:نه نه. فقط خواستم
اطلاع بدم که وارد مرز ایران شدیم از اینجا به بعد لازمه که شما حجاب داشته باشین. هنوز سر در گم بودم که لبخند دیگری به رویم پاشید و آرام آرام از من دور شد نگاهی به اطرافم انداختم ظاهر خیلی از مسافران عوض شـده بود گویا این تذکر را قبلاً به آنها هم داده بودند نگاهی به سمت مسافران بغل دستی ام انداختم اشکان خوابیده بود اما اشتیاق با حالتی پکر مشغول ورق زدن مجله زیردستش بود حالا شال روی موهای او هم جلوتر آمده بود
متوجه نگاه خیره ام شـد و خمیازه اش را نیمه کاره جمع کرد تکانی به خودش داد و گفت: خوش به حالت چقدر خوابیدی. دیگه راهی نمونده یکی دو ساعت دیگه تهرانیم. نگاهی به روی صفحه ساعتم انداختم باورم نمی شد که این همه وقت خوابیده باشم صدای اشتیاق را شنیدم که گفت: دیگه باید به وقت اینجا تنظیم اش کنی. این اختلاف زمانی، بیست و چهار ساعت اول پدر آدمو در میاره، حسابی سیستم خواب و خوراک آدمو می ریزه به هم…