دانلود رمان دد منش (جلد پنجم) pdf از دارن شان برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
بعد از فاجعه ای که تو اسلاتر اتفاق میفته گرابز و درویش و بیل ای تمام تلاششون رو برای فراموش کردنش کردن و حالا باز زندگی روال عادی خودش رو پی میگیره و گرابز دوستای زیادی پیدا کرده و حتی عاشق دختری هم شده. نزدیکترین دوست گرابز که اسمش لاک باشه روزی متوجه گنج قدیمی لرد شیفتری میشه و با اصرار اونم به گرابز و بیل ای می پیونده تا گنج رو پیدا کنن و در این جستجو…
پارتی قرار نیست تا ساعت هفت شروع بشود. اما اولین مهمان ها درست بعد از ساعت شش در حال آمدن هستد. مظرب و نگرانم، از این که کت هایشان را کجا باید بگذارند، غدا و نوشیدنی به اندازه کافی هست، آیا کسی چیزی که نباید با خود بیاورد، قاچاقی آورده؟ اما هر چه بیشتر میآیند، خنده و همهمه ها بیشتر می شود. از این که مهمان ها سرگرم اند، خیالم راحت تر می شود. همه ی آن هایی که آمده اند در لیست مهمان ها نیستند، اما من نمی توانم
جلوی این مورد را بگیرم. اگر آن ها را بیرون کنم جو خراب می شود. همیشه در همه ی پارتی ها باید انتظار چند نفر که بی اجازه می آیند را داشت. لاک و فرانک کمک می کنند (لئون نمی تواند تا ساعت نُه برسد.)، درهای جلویی را باز می کنند و به تازه واردها خوش آمد می گویند. من هم اطراف عمارت را به بقیه نشان می دهم. احساس خوبی است که راهنمای این همه مهمان شگفت زده باشی. من عاشق راهنمایی کردن آنها میان راهروها، نشان دادن
سلاح های روی دیوار، توضیح دادن تاریخ خون بار خانه و نشان دادن سرسرای پرتره ها و صورت های مردگان به آنها هستم. ماری درحالی که نقاشی ها و عکس ها را بررسی می کند می پرسد: «چرا این همه جوون بینشون هست؟» به دروغ می گویم: «ما یه خونواده ی ماجراجوییم. یه جا آروم نمی شینیم که بزرگ بشیم. ما زندگی و خطر رو به آغوش می کشیم و در نتیجه خیلی هامون در جوونی میمیرن.» رِنی میگوید: «حداقل جسدای خوشتیپی ازشون باقی مونده.»