دانلود رمان سایه مرگ (جلد هفتم) pdf از دارن شان برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
بک که دوباره به دنیا برگشته است، همراه با درویش در کارشری ویل زندگی می کند و به استعدادی پی می برد که بعد از رجوعش در دنیا به وجود آمده است. در این حال یک شب ناگهانی به خانه ی آنها حمله می شود اما نه توسط هیولا ها. بک، درویش و مریدان برای پیدا کردن مقصر این کار دست به کار می شوند ولی بک حقیقتی را پیدا می کند… حقیقتی از جنس مرگ!!
وقتی جاده را دیدم با پنج دقیقه پیاده روی به کارشری ویل رسیدم. ولی درکناره کارشری ویل ماندم و مغازه ها و خانه ها را دور زدم و به مردم عادی که کارهای عادی انجام می دادند نگاه می کردم. درویش قرار بود مثلاً بخاطر از دست دادن مادر من مواظب من باشه. میرآ برای من وسایل و کتاب های مدرسه رو آماده کرده، البته درویش حتی یک بار هم به من توی کارهای مدرسه کمک نکرده. ولی خودم بعضی کارها رو انجام دادم تا میرآ
بتونه اون ها رو به افراد نشون بده و اون ها رو خوشحال نگه داره. من مطمئناً از مدرسه لذت می برم. من هیچ وقت چنین کاری انجام نداده بودم، من در زمان خودم و در قبیله چیز هایی یاد گرفتم مثل غذا پختن، شستن و تیز کردن اسلحه، من خیلی داستان می دونم و بانبا به من جادوگری یاد داده. ولی هیچ وقت کتابی مطالعه نکرده بودم، اون ها اصلاً وجود نداشتند. همینطور ما هیچی درباره تاریخ جهان، جغرافی، صنعت یا ریاضی نمی دونستیم.
عالیه، من الان خیلی چیزها می دونم، بخاطر حافظه بیلی، ولی خیلی چیزهای جدید هم خودم یاد گرفتم، مثل خیلی از مردم دیگه بیلی خیلی از چیزهایی رو که یاد گرفته به خاطر نمیاره، ولی من حافظه قدرتمندی دارم، هرچیزی رو که ببینم، بشنوم، یا توی کتاب بخونم، می تونم به خوبی بیاد بیارم. با دیدن اخبار و چیزهایی که میرآ به من گفت و دیدن تلویزیون و قرار دادن این چیزها کنار هم، من الان خیلی چیزها درباره این جهان می دونم…