دانلود رمان جزیره گرگ ها (جلد هشتم) pdf از دارن شان برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
گروبز به همراه میرا و شارک به جزیرهای راه پیدا میکنند که گرگ نماها را در آن پرورش داده و حتی باعث زادولد آنها نیز می شوند تا بتوانند و از آنها نسل جدیدی را بوجود میآورند تا با تغییراتی ژنتیکی آنها را فرمانبر خود کنند.در ادامه طی ماجراهایی گروبز نیمه دوم وجودش (گرگینه) را آزاد میکند…
در حالى که از پله ها بالا مى روم صداى کاگاش به آرامى با من صحبت مى کند، با شکستنِ ناگهانى سکوتِ چندین ماه اش مرا گیج می کند. -تو مى تونى به بقیه بپیوندى. مى ایستم، با حضور ناگهانى و غیر منتظره اش مرا میخکوب مى کند. سپس چون مى خواهم برانابوس متوجه نشود چون ممکن است بخاطر اشتیاقش برای بدست آوردن اطلاعات از کاگاش درویش را به کنارى بیندازد به طور معمولى به راه رفتن ادامه مى دهم، از درون با کاگاش
صحبت مى کنم. -منظورت چیه؟ – نمى دونی که جادوى درونِ کرنل و کبِ تو را صدا مى کند؟ از زمانى که از پنجره بیرون آمده ام، یک وسوسه ی عجیبِ قلقلک دهنده را احساس مى کنم. من این را به حساب محرک هاى شیمیایىِ هوا مى گذارم -یک چیزى که در مورد دنیاى شیاطین نمى توان گفت این است که این دنیا، دنیایى ناپاک است. من به مکان هاى خالى از هوا عادت کرده ام. ولى حالا که کاگاش به من یادآورى کرده، متوجه می شوم که
قلقلک نیروى درون خودم است که مرا به متحد شدن با کبِ و کرنل مى خواند. مى پرسم: -اگر متحد شویم، چه اتفاقى مى افتد؟ -عجایب. -میشه کمى بیشتر توضیح بدى؟ -نه. از خود راضى جواب مى دهد. مطمئن نیستم اگر کاگاش یک مفت خور است که از درون من تغذیه مى کند یا صدایى درونِ پوست و گوشت من ، یک بخش از خودِ ، من مانند قلب و مغزم. ولى صداى کاگاش صداى منعکس شده ی خودِ من است. من از آن صداى…