دانلود رمان دلاوران جهنم (جلد دهم) pdf از دارن شان برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
گروبز همه را از دست داده و حالا بک طرف لردلاس را می گیرد و کرنل هم به خاطر چشمانش از دست او عصبانیست. حال آیا گروبز می تواند دوباره کاگاش را برای احیای زمین متحد کند؟
قرار نیست برای درمان خودم به بیمارستان بروم. نگرانی پرای مرا برانگیخت، اما بی جا بود. تا حمله ی بعدی درد زیادی را متحمل خواهم شد، اما به محض اینکه پنجره ای باز شود و جادو در هوا جریان پیدا کند، به شکلی باورنکردنی نیروی تازه خواهم گرفت. نه، به بیمارستان به عیادت یک مریض میروم. پسری که خیلی از من بزرگتر نیست و یک ماه پیش چشم هایش را با پنجه هایم از جا کندم. هر بار به بخشی که قبل از اینکه مبارزه شروع شود،
کرنل را در آن رها کردم وارد می شوم، مانند هر بار مواجه شدن با او، احساس گناه وجودم را فرا می گیرد. هنوز هم وقتی یادم می آید چطور با سنگدلی دوستم را کور کردم و مثل یک قلدر که یک پاکت شیرینی از یک بچه می قاپد چشم هایش را از حدقه در آوردم، شکمم به هم می پیچد. دکترها و پرستارها برای رسیدگی به سیلی از تلفات و ضایعات روی یک پا بند نیستند. آن ها زخمی های جدی تر را به بخت و اقبال وا می گذارند و تمرکزشان را به
کسانی می دهند که شانس بیشتری برای درمان شدن دارند. در طول راهروها گام برمیدارم و هیچ کس توجه خاصی به من نمی کند. کمی خودم را کوچک تر کرده ام، اما همچنان نمایی شیطانی دارم. از هر انسان دیگری بلندتر و پهن ترم و به جز شلوار تکه پاره و رشته رشته ای که به پا دارم تن پرمو، خون آلود و بدبویم نمایان است. اگر دورانِ عادی بود من با این هیکلم کلی وحشت ایجاد می کردم. اما ما بیش از حد از محدوده ی حالت عادی خارج شده ایم.