دانلود رمان ویرانگر ماه pdf از زهرا علیپور برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
آغازی لطیف اما ادامه ای جنایی دارد.. یک راز مبهم.. دو دختر در یک انسان! و اما کشف این معمای عاشقانه…
با سختی از جام بلند شدم. حالم خوب بود. یاد تحکم صدای داریوش افتادم. گفت که استراحت کنم ولی حالم خوب بود. با احتیاط و به نرمی سرم رو از دستم کشیدم. جای سوزن رو با انگشتم نرم لمس کردم. سوزش داشت ولی زیاد نبود. از روی تخت به زیر اومدم. حتی می تونستم به راحتی روی پاهام بایستم. به لباسم نگاهی انداختم. همون لباس هایی که بود که موقع فرار تنم کرده بودم. لبخند تلخی زدم و نگاهم رو دور اتاق گردوندم.
خیلی اتاق زیبایی بود. باید اغراق می کردم که اولین باره توی زندگیم همچین اتاقی رو می دیدم. تعریف اتاق های خونه ارباب و ارباب زاده ها رو زیاد شنیده بودم ولی از نزدیک ندیده بودم. از همه بیشتر میز و آینه ای که رو به روی تخت بود و ترکیبی از رنگ های صورتی و سفید رو داشت چشمم رو گرفت.بی اختیار سمتش کشیده شدم. اول از همه خودم رو داخل برانداز کردم.صورتم سپید همانند مهتاب و لب هام بی روح تر از سپیدی رخسارم!
دستم رو بالا اوردم و نرم روی گونه سردم کشیدم. کمی گود افتاده بود اما فقط کمی! شکمم قار و قور می کرد ولی حس می کردم بی ادبی می شد اگه از این اتاق بیرون می رفتم. تازه داریوش که گفت خانومی به اسم نرگس برام غذا میاره.. اما همه این ها رو کنار می گذاشتیم دلم برای ذره ای هوا خوردن لک زده بود. دو روز بود که بیهوش بودم و فارغ از جای ی مهابا یاد کنکور افتادم. وایی گفتم و با درد چشم هام رو بستم. سه ماه دیگه کنکور بود و من….