دانلود رمان هم قسم pdf از زهرا حاجی زاده برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان دختریه ک یک هفته قبل از ازدواج نامزدش بهش خیانت میکنه و باعث میشه تو اوج عصبانیت دست به حماقتی بزن ک زندگیشو بسمت نابودی میکشونه…
یک ماه بعد “ستاره” چند روزیه که احساس ضعف و خستگی به من چیره شده طوری که حتی نمیتونم برم دانشگاه بیشتر یا بهتر بگم تمام وقتم و توی تخت می گذرونم… متاسفانه امروز حالت تهوع هم به دردام اضافه شده ومن کلافه تر از هر وقت راهی دکتر میشم… دکتر برام دارو تقویتی می نویسه و توصیه میکنه بیشتر به تغذیم برسم واستراحت کنم… خسته از حرف های تکراری دکتر راهی خوابگاه میشم با مصرف داروهانه تنها بهتر نشدم ک بدترم شدم.
باهزار ترفند و پارتی بازی تونستم از دانشگاه مرخصی چهار روزه بگیرم دو روز آخر هفته هم کلاس ندارم پس میشه شش روز به این ترتیب تصمیم میگیرم یه سر برم مشهد مطمئنا دیدن پدرمادرم میتونه حالم و بهتر کنه، عمویه بلیطی برای شب تهیه کرد و من راهی شدم. باباتو فرودگاه انتظارم رو می کشید. با دیدنش مریضیمو فراموش کردم و با دوخودمو به اغوش امنش رسوندم. بابا طبق معمول سر و صورتم رو غرق بوسه ریزی کرد که دوست
داشتن زیرش فریاد میزد… بعد از چند دقیقه از اغوشش دل کندم و همراهش راهی خونه شدم. به محض ورودم به خونه بوی قرمه سبزی مشامم رو پر کرد، به یکباره تمام محتویات معدم به دهانم هجوم آورد دویدم سمت دستشویی و هرچی خوده بودم بالا اوردم مامان و بابا به در ضربه میزدن و ازم می خواستن درو باز کنم، بعد از شستن دهانم درو باز کردم، مامان با دیدن صورت رنگ پریده ام محکم به گونش زدو گفت: خدا مرگم بده چت شده عزیزم…