رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
دانلود pdf رمان برق چشمانش از فهیمه ذوالفقاری

دانلود رمان برق چشمانش pdf از فهیمه ذوالفقاری برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی

دخترکی یتیم گشته از دوران زندگی سختش تنها یک فرد برایش مانده که اون نیز گرگی شده در لباس میش و می درد هر لحظه روح و روان دخترک را، نامادری که مادری می کند برایش و اما عشقی نافرجام، زیرا لایق نمی دانند دخترک بی کس و کار را، به او خرده گرفته و رهایش می کنند و می گذرد سالیان سال، آیا جوانه قلب دخترک اجازه ترمیم پل های خراب شدِ پشت سر آن عشق را می دهد؟ آیا مجالی میابد برای تاوان گرفتن از عزیزانش…

خلاصه رمان برق چشمانش

اما شب باز بی خوابی و باز مرور خاطرات: مدتی بعد از سکونتم در عمارت دکتر حسن مهرابی، دیگر جا افتاده بودم. مهری انقدر به من محبت می کرد که گاهی یادم می رفت که غریبه است. محمد همبازیم شده بود و دکتر بر سرم دست پدری می کشید. من و محمد خانه را بر سرمان می گذاشتیم و انقدر شیطنت می کردیم که فخری به ستوه می امد و غرغر می کرد اما کو گوش شنوا. بعد از ان کابوس وحشتناک، سکوتم شکسته بود هر چند کمی لکنت

داشتم وان هم به حمایت ها و درمان هایی که دکتر مهرابی از دوستان متخصصش در این زمینه می گرفت رو به بهبودی بود، فقط مانده بود کابوس های شبانه ام. مهری خانم شب ها به اتاق مهمان که حالا اتاق من شده بود کوچ کرده بود و در اغوشش کم کم کابوسهایم هم داشت رنگ می باخت.البته گاهی هم با مشاوری که دوست دکتر بود صحبت می کردم. چند ماهی از سکونت من در ان خانه گذشته بود اما خبری از مامان و بابا نبود. هر بار که

دکتر از سر کار بر می گشت من بی توجه به غرغر های محمد، بازیمان را نصفه نیمه رها می کردم و گوشه حیاط می ایستادم و چشم به قدم ها و بعد لب های دکتر می دوختم بلکه خبری خوش برایم اورده باشد. او هم که به من می رسید روی دو زانویش می نشست وهم قدم می شد و در اغوشم می کشید، خوب می دانست که منتظر چه چیزی هستم، اما مدت ها برایم خبری نداشت. من در ان خانه جا افتاده بودم، حتی محمد هم مرا قبول کرده بود اما…

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
دخترکی یتیم گشته از دوران زندگی سختش تنها یک فرد برایش مانده که اون نیز گرگی شده در لباس میش و می درد هر لحظه روح و روان دخترک را، نامادری که مادری می کند برایش و اما عشقی نافرجام، زیرا لایق نمی دانند دخترک بی کس و کار را، به او خرده گرفته و رهایش می کنند و می گذرد سالیان سال، آیا جوانه قلب دخترک اجازه ترمیم پل های خراب شدِ پشت سر آن عشق را می دهد؟ آیا مجالی میابد برای تاوان گرفتن از عزیزانش...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    برق چشمانش
  • ژانر
    عاشقانه، اجتماعی، انتقامی
  • نویسنده
    فهیمه ذوالفقاری
  • ملیت
    ایرانی
  • ویراستار
    رمانسرا
  • صفحات
    1032
لینک های دانلود
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 1,369 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.