دانلود رمان محکومه ی شب پر گناه (جلد دوم) pdf از کلاله قربانی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
به دخترکى که درد داره نخند، شاید دردش تو کلمه درد نگنجه، درکش نمیکنى قبول، نمی فهمیش باشه، ولى بهش نخند، شاید همون ته خنده روى لبت یه درد بزرگتر واسش باشه، اونقدر بزرگ که گاهى فکر میکنه بیحس شده، کاش میشد بجاى خندیدن بهش پا به پاش، با غم هاش گریه کنى، شاید گریه خیلى وقتا بهتر از خندیدن باشه! گریه با دخترى که از جنس ماست، دخترى که بعد از پشتسر گذاشتن اون همه درد حالا به عشق رسیده، عشقى که قراره زندگیشو نجات بده، هونام؛ همون قدیسه نجس!!! میخواد هویتشو بشناسه، هویتى که ازش دریغ شده…
در رو با کلید باز کردم و رفتم تو. خونه کاملا مرتب بود. این یعنی نبودن بهونه ای واسه وقت گذرونی. نشستم روی یه مبل و به لیوان خالی ای که روی میز رو به روم بود نگاه کردم. همون لیوانی بود که دیشب تیرداد واسه من آورد و من پاشیدم رو صورتش. پوزخند زدم. آورد که به من بده تا آروم بشم. واسه این که شاهد مرگ نامزدش بودم. شاید نامزد سابقش. پا شدم و لیوان رو برداشتم. رفتم سمت آشپزخونه و گرفتمش زیر آب سرد کن.
اه اینم که خالیه. در یخچال رو باز کردم. پارچ رو برداشتم و توی لیوان آب ریختم. اون دختر کی بود؟ یه حسی بهم می گفت که ممکنه خطرناک باشه.چه زود سمر رفت و چه زود یکی دیگه جاش اومد. لیوان رو که پر کردم اومدم پارچ رو بذارم تو یخچال که چشمم به یه ظرف پر از یخ افتاد. پارچ رو گذاشتم روی میز ناهارخوری کنارم و ظرف رو کشیدم بیرون. توی یخ ها یه سرنگ بود. یه سرنگ با یه سوزن کلفت. نه خیلی کلفت، ولی از سرنگای
دیگه ای که دیده بودم کلفت تر بود. روش پوشش پلاستیکی داشت. یه بسته بود. از بین یخا درش آوردم و جلوی چشمم گرفتمش. ربیف، باید در مورد ام اس اطلاعات بیشتری به دست بیارم. باید بدونم چیا واسه تیرداد خوب نیست. شاید چون دلم نمی خواست تیردادم به سرنوشت سمر دچار بشه. آهی کشیدم و بسته رو گذاشتم توی یخا و برگردوندم سر جاش. پارچ رو هم گذاشتم تو یخچال و تا اومدم لیوان آبم رو بخورم صدای زنگ اف اف اومد…