دانلود رمان با من برقص pdf از سوزان الیزابت فیلیپس برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
زمانی که زندگی او را میان شکست های متعددی می اندازد، تس هارت سانگ، قابله و بیوه جوان، به کوهستان رانوی فرار می کند. در آن شهر کوچک در ارتفاعات کوهستان تنسی، احاطه شده با طبیعت، تس امیدوار است دل شکستگی اش را پشت سر بگذارد و آرامشی که برای بهبودی لازم دارد بیابد. اما به جای آرامش و سکوت، با هنرمندی مرموز که فقط مایل به تنهایی است، زنی شبیه پری های افسانه ای با رازهای بسیار، نوزادی بی سرپرست، یک مشت نوجوان کنجکاو، و اهالی شهری که به غریبه ها، به خصوص کسی به سرسختی تس، مشکوکند، مواجه می شود.
تس حتی قبل از دیدنش هم می دانست که مرد نزدیک اوست. حضورش غوغایی در فضا ایجاد می کرد. رایحه ای. لرزشی. و غرغر عبوسانه اش را به یاد آورد. «بیانکا بهم گفت که امروز صبح خیلی بی ادب بودم.» «باید اون می گفت تا بفهمی؟» وقتی سر و کله مرد پیدا شد، تس داشت تابلویی را که در ویترین «دودکش شکسته» بود میخواند. مرد از نزدیک، حتی ترسناکتر هم بود –درست نقطه مقابل کلیشه ای که از یک نقاش در ذهن متبادر میشد،
کلیشه ای که این هنرمندان را افرادی لاغر مردنیِ ریش بزی دار، با انگشتانی آغشته به نیکوتین، و چشمانی گود افتاده، که در اتاقک زیرشیروانی زندگی می کنند، توصیف می کرد. شانه هایش پهن و فکش مثل سنگ محکم بود. جای زخم بلندی یک طرف گردنش وجود داشت و سوراخ های کوچک لاله گوش هایش نشان می داد که حداقل یکبار گوشواره داشته اند. شاید گوشواره ای به شکل یک جمجمه با دو استخوان ضربدری روی آن. قیافه اش کاملا
مثل خلافکاران بود، نسخه بزرگسال یک نوجوانِ پانک که به جای اسلحه، یک قوطی اسپری رنگ در دست داشت –اوباش جوانی که سال ها بابت تخلفات و خرابکاری های شریرانه به زندان رفت و آمد داشته است. علی رغم شلوار جین فرسوده و پیراهن فلانلش، در اوج حرفه و زندگی بود و عادت داشت همه به او احترام بگذارند و در برابرش کُرنش کنند. آری، تس، هم توسط خودِ مرد و هم بابت شهرتش مرعوب شده بود. اما هرگز نمی گذاشت مرد این را بفهمد…