دانلود رمان جهانم بی الف pdf از شبنم کرمی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
صحرا ریاحی دختری ۲۰ساله دانشجوی رشته ی پزشکی ازخانواده ای بسیار متعصب… صحرا برعکس خانواده اش دلش پراز حس زندگیه.. خودشو خوشبخت ترین فرد روی زمین میدونه اما واسه کامل شدن خوشبختیش جای یه چیزی رو توی قلبش خالی میدونه.. اونم عشقه! دلش میخواد باعاشق شدن خوشبختیشو کامل کنه.. همیشه وهمه جا دنبال شاهزاده سوار براسبش میگرده تااینکه، یه روز برفی با مهراد مهرآذر آشنا میشه و از اون به بعد سرنوشت صحرا به مهراد گره میخوره.. مهرادی که مریضی روانی داره و اتفاق های غیرقابل پیش بینی میفته!!
“دوسال قبل” ۳روز از اولین دیدارم با مهراد مهر آذر گذشته بود و من اونقدر از اون دیدار ۵ دقیقه ای تعریف کرده بودم که بنفشه آرزوی دیدن مهراد رو داشت! بودم کلاس آخرمون تموم شد و همگی قصد رفتن کردیم! داشتم جزوه هامو جمع می کردم که بنفشه گفت: _فردا تولدمه ها! وای بحالت اگه نیای! باشه بابا واسه کادو خودتو کشتی! همینه که هست! اگه نیای دیگه نه من نه تو! کیفمو سر شونم انداختم و گفتم: باشه اگه خان بالا( بابا) اجازه
داد حتما میام! همراه بنفشه از دانشگاه زدیم بیرون که متوجه ی جذاب ترین مرد دنیا شدم! به ماشین شاسی بلندمشکی رنگش تکیه داده بود وانگار منتظر کسی بود! جیغ خفه ای کشیدم وروبه بنفشه گفتم: واییی بنفشه آرزوت برآورده شد! اوناهاش..اونجاس! بنفشه گیج پرسید_ کی؟؟ فرشته جون دیگه! بنفشه باخنده گفت: همون پسره؟؟ نامحسوس بالاپایین پریدم و گفتم: آره آره! نگاش کن اون پسره که اورکت مشکی بند پوشیده وبه ماشینش تکیه زده
همونیه که گفتم!! بنفشه بالودگی گفت: وای قربونش چه ماشینی!! با حرص گفتم: بنفشه بخدا خودشه! نگاهش کردم که دیدم داره با لبخند بهم نگاه میکنه!! از روی ادب لبخندی زدم وباسر سلام کردم! بنفشه که انگار تازه باورش شده بود گفت: جدی جدی این مهراده؟ چقدر جذابه این مرد! واسه اینکه بیشتر از این تابلو نشه دست بنفشه رو کشیدم و به راه افتادم! صدای جذاب مردونشو از پشت سر شنیدم! صحرا خانوم؟ من غششش!!! منو بنفشه باهم برگشتیم سمتش!