دانلود رمان جنجال pdf از فاطمه جعفری برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
سرگرد امیرعباسصامتی یکی از بهترینهای ستاد مبارزه با مواد مخدر به خاطر یک اتفاق تلخ که در روزهای نوجوانی شاهد بوده از نظر دیگران به یه آدم سخت و سنگی تبدیل شده. این چیزیه که همه از ظاهر امیرعباس قضاوت میکنن اما ثمینا دختری که به وسیله امیرعباس نجات پیدا میکنه نظر دیگری داره. جنجال روایتگر عشقیه که بین ثمینا و امیرعباس جریان داره.
هیچ کس نمی داند هربار که جنازه های جدید از بادی پکرها پیدا شد او چقدر نفرت روی نفرت گذاشت ندیدند زمان هایی که گزارشات پزشکی قانونی را می خواند چطور خشم روی خشم می گذاشت. غیرت به جوش آمده اش با دیدن دخترانی که بعد از عبور از مرز مجبور به کارهای ناپسند را کسی درک نکرد. امشب تمام توانش را برای بستن این پرونده و نابود کردن این باند به میان گذاشته بود حتی شده با فدا کردن جانش نمی گذاشت.
دیگر دختران سرزمینش بازیچه ای برای به هدف رسیدن عده ای خونخوار شوند. کسانی که با رد شدن از خون دیگران پول روی پول می گذارند و خوش می گذرانند . با چشمان به خونه نشسته از اتاقش بیرون زد و راه اتاق تجهیزات را در پیش گرفت تیم های عملیاتی در حال آماده شدن بودند. سریع جلیقه زد گلوله ای به تن زد و اسلحه اش را روی کمر محکم کرد. با نگاهی به افراد آماده جلوتر از همه از اتاق بیرون زد دیگر نیاز به تذکر نبود همه از نگاه
های جدی اش می فهمیدند سرگرد امیرعباس صامتی هیچ سهل انگاری را نمی پذیرد . وقتی همه سوار ماشین ها شدند به طرف زانتیای نوک مدادی اش پا تند کرد و سوار شد ماشینش را روشن کرد و با حرص پایش را روی پدال گاز فشرد و حرکت کرد. دقیقا یک ساعت بعد هر سه محدوده در محاصره کامل بود بی سیم را بالا می آورد. _عملیات رو شروع کنید. می گوید و خودش اولین نفر به سمت خانه ای که زیبایی اش در نظر او چندش آور و حال بهم زن است می رود…