دانلود رمان سبکباران ساحل ها pdf از شهره وکیلی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان درباره ی دختر دانشجوئی به اسم لیلی هستش که به استادش دکتر هرمز دل میبنده از طرفی استاد که قبلا با زنی فرانسوی ازدواج کرده دختری سیزده ساله به اسم نوشین داره و به رغم ۲۰ سال اختلاف سنی قصد داره که با لیلی ازدواج کنه .نوشین هم منتظره تا هرچه زودتر این ازدواج سر بگیره اما ناگهان…
ساعت نزدیک نه شب بود. چیزی به آمدن مهری و شوهرش نمانده بود. لیلی در طول آن ساعتها بر خلاف همیشه به کمک مادر نرفت. قرار و آرام نداشت. در وجودش توفان برپا بود. یک بار تصمیم گرفت به سراغ مادر برود و فریاد بزند، من اشتباه کردم. من هرمز را دوست دارم. نمی خواهم با شاهرخ ازدواج کنم. اما بر خود نهیب زد. نه… با شیدا چه کنم؟ بعد تصمیم گرفت به سراغ تلفن برود، تا مستقیم با مهری صحبت کند و بگوید، اشتباه کردم.
دست از سرم بردارید. اما با درماندگی سرش را بین دو دست گرفت و اندیشید: حتی اگر پای شاهرخ هم در میان نبود، باز نمی توانستم به هرمز جواب مثبت بدهم، چون شیدا در میان است. دختری آن قدر شکننده و نازکدل. کسی که به دلیل نقص پایش مرگ را آرزو کرده است. موجودی که پس از آن همه سرخوردگی و احساس حقارت، باور کرده است که مورد توجه مردی قرار گرفته و به همین دلیل، سر از پرده ضخیم نفرت و نا امیدی بر آورده و
چنان تحول یافته که برخلاف گذشته که خود را در خانه حبس می کرد و تن به هیچ معاشرتی نمی داد و در جمع حاضر نمی شد، با انتظاری شیرین در آرزوی فرصتی است که همراه او به دانشکده بود و بی عقده های گذشته با لبخند آشتی کند. اندکی بعد از ساعت نه بود که مهری و مجد و سوگل با گل و شیرینی آمدند. محمود و مجد یکدیگررا در آغوش کشیدند.دو مرد ارادتی خالصانه نسبت به هم داشتند. مهری گل را به دست لیلی داد و با صدایی…