دانلود رمان ابشالوم، ابشالوم pdf از ویلیام فاکنر برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
ساتپن، در شروع داستان مردی است با گذشته ای کاملا ناشناخته و راز آلود که یک روز به همراه چند سیاهپوست و یک معمار فرانسوی پا به شهر جفرسون می سی سی پی در جنوب آمریکا (محل وقوع داستان های فالکنر) می گذارد. او با حقه بازی صد هکتار زمین را از چنگ سرخپوستان بومی در می آورد و در آنجا مشغول ساخت خانه رؤیاهایش می شود ساتپن سپس دختری به اسم الن از خانواده ای نسبتا سر شناس را به همسری می گیرد تا دودمانی از خود به جا بگذارد…
هوا هنوز آنقدرها تاریک نشده بود که کوتین راه بیفتد و هنوز هم آنقدر تاریک نشده بود که دست کم برای میس کولدفیلد مناسب باشد، آن هم بدون احتساب دوازده فرسخ راه رفت و دوازده فرسخ راه برگشت. این را کونتین می دانست. چشم اگر می بست، می توانست او را ببیند که در انزوای نفوذ ناپذیر خانه کوچک تار در یکی از اتاقهای بی هوای تاریک منتظر نشسته است. همه لامپ ها را هم خاموش کرده بود چون به زودی از خانه بیرون میرفت و
شاید یکی از اخلاق با خویشان ذهنی کونتین با خودش که زمانی به او گفته بود روشنایی و هوای جنبان گرما می آورد این را هم گفته بود که هزینه برق به وقت زدن کلید به زمان روشن بودن لامپها مربوط نبود بلکه به غلبه عطف به ماسبق قانون ماند اولیه مربوط میشد: یعنی آنچه کنتور نشان می داد همین بود. کلاه آفتابی مشکی اش را هم که پول کهای کهربا داشت گذاشته بود؛ این را کونتین می دانسته و شالش را به گردن انداخته بود و در
شفق رو به افزایش در حال زوال توی اتاق نشسته بود. حالا هم دیگر کیف دستی نخ بافش را دست گرفته بود با روی دامنش گذاشته بود و تمام کلیدهای متعلق به خانه را، که در کار آن بود که شاید شش ساعت خالی اش بگذارد و برود، اعم از کلید صندوق خانه ورودی و کلید گنجه ها، توی این کیف گذاشته بود؛ چتر هم دستش بود، داشت از یاد کونتین می رفت، و با خود گفت هوا و فصل تأثیری در او نمی گذارد، چون با اینکه قبل از امروز بعد از ظهر….