دانلود رمان تاوان سکوت (دو جلدی) pdf از راضیه روستا برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
در مورد پسرى به نام شهاب، که عاشق دخترى میشه که برادرش خلاف کاره و خانواده شهاب مخالف ازدواج هستن ولى شهاب با ستاره ازدواج میکنه، شهاب پلیس مواد مخدر هست و پرونده ناصر در دست شهاب میفته و ناصر متوجه این موضوع میشه و به فکر کشتن شهاب میفته…
شهاب خودش را کشید گوشه ای و لب چاک خورده اش را با دست گرفت. در همین لحظه متوجه چاقوی توی دست محسن شد. محسن داشت به ناصر نزدیک می شد و ناصر بی خبر از همه جا افتاده بود میان دو سه نفر از بچه محله های محسن و داشت از خجالت آن ها در می آمد. شهاب از ترس خشکش زده بود. عقلش می گفت باید کاری کند اما جرأت نمی کرد. دست آخر دلش را به دریا زد و دوید سمت محسن و ناصر. دو قدمی آن ها رسیده بود
که پایش گرفت به چیزی و همین طور که تلو تلو می خورد، رسید به ناصر و خورد به او. ناصر افتاد زمین و چاقویی که محسن پرتاب کرده بود به سمت ناصر، بازوی شهاب را شکافت و فریادش را به هوا بلند کرد. محسن و دار و دسته اش پا گذاشتند به فرار و ناصر بی کله و بچه ها دور شهاب جمع شدند. کامران همین طور که شانه های شهاب را گرفته بود، گفت: _ بابا ای ول… بچه مون مردی شده واسه خودش. مهراب ادامه داد: _ واقعأ دمت گرم اگه
نبودی الآن داش ناصر آش و لاش شده بود. شهاب خنده ی تلخی کرد و بیهوش شد. به هوش که آمد بازویش را بخیه کرده بودند و همه ی بچه ها دور تختش جمع شده بودند. تا چشمش به چشم های عسلی ناصر افتاد، ناصر لبخندی زد و گفت: _ خدا رو شکر که به هوش اومدی. بعد سرش را جلو آورد و ادامه داد: _ دمت گرم اگه نبودی شاید من الان مرده بودم… و بعد در میان حیرت شهاب گفت: _ جونم رو مدیون تو اَم… تا زنده م این لطفت رو فراموش نمی کنم…