دانلود رمان گلبرگ شقایق pdf از سمیرا موسعلی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
یک دختر ساده و معمولی به نام (شقایق) که به عنوان منشی استخدام یک شرکت می شود؛ بعد از مدتی رئیس شرکت(ارسلان) و شقایق عاشق هم می شوند. شقایق میفهمد که ارسلان متاهل است. رابطه شان را تمام می کند، چند سال میگذرد شقایق ازدواج می کند، یک شب مهمانِ آشنای همسرش می شوند و صاحب مهمانی کسی نیست جز ارسلان. حالا یک بچه هم دارد…
فقط گوشیمو از تو کیفم درآوردم و سایلنت کردم گذاشتم جیب مانتوم. در اتاقو زدم و با شنیدن بفرمایید سوری وارد شدم. -خانم روشن… اول بیا پرونده و مدارک منشیا رو مرتب و دسته کن. _بله. مدارک رو میز بود. خب… اینجان. چی کار باید می کردم. یه نگاه از پشت سر بهش کردم.کتشو درآورده بود و آستینای پیرهن سفیدشو بالا زده بود. داشت پرونده ها رو از تو قفسه در میاورد میزاشت رو میز کنفرانس داخل اتاق. گاهی هم نگاهی بهشون
مینداخت. اما من بازم بی حرکت بودم. داشت میرفت و میومد. یه نگاه کوتاهی بهم انداخت. قلبم وایساد.وای… الان با خودش فکر میکنه چه خنگم یا ماستم. الان از انتخابش پشیمون میشه. تو ذهنش تصویرش شکل گرفت که آمد سمتم خیلی خشن برگه رو از زیر دستم کشید و با فریاد گفت: اخراج.. و برگه رو به دونیم پاره کرد. چون ترسیدن زود بخودم جنبیدم. اینور و اونورو نگاه کردم. رو میز پنس و کاور آچار و پوشه و پاکت و چیزای دیگه بود.
خب چرا نمیگه؟! رفتم اونارو از رو میزش برداشتم. مدارک هر کدوم از منشیا رو با قرار داد پنس کردم و تو کاور گذاشتم و گذاشت تو پاکت. یه برچسب رو پاک زدم و با ماژیک نوشتم. قرار داد منشی ها. کارم تموم نشده بود که سوری دست به کمر ایستاد و نفس عمیقی کشید. پنجره رو باز کرد و بهم گفت:بیا اینجا. رفتم کنارش با فاصله ایستادم. _ببین، (یه پرونده باز کرد و ورق زد) این پرونده ها به این صورتن که اول هر برگه اسم پروژه هست…