رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
دانلود pdf رمان ناعادلانه قضاوت کردم (جلد دوم) از آسایا آریایی

دانلود رمان ناعادلانه قضاوت کردم (جلد دوم) pdf از آسایا آریایی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی

باران.. این تنها اسمی است که بعد از برگشتنش یاد میکند… چه کسی…؟ کسیه که با قصاوت تمام باران را از خود راند و او را از خانه بیرون کرد… سال ها گذشته، بردیا کمی بعد طرد کردن باران، به خارج از کشور رفته و حالا بعد از چهار سال دوباره به ایران بازگشته… او در باتلاق شاید ها دست و پا میزند… تا اینکه کسی وارد زندگیش می شود… باراد. آیا او می تواند حضور فردی جدید را در زندگی بپذیرد…؟ آیا فهمیده است که باران بی گناه است؟ آیا باران او را می بخشد؟

خلاصه رمان ناعادلانه قضاوت کردم

چند هفته ای از برخوردم با لیندا و علی میگذره اوضاع تقریبا آروم شده. مامان چند باری با هم راجع به لیندا صحبت کرده ولی حتی حرف زدن در موردش حالمو بهم میزنه دختره ی عوضی. بی خیال همه چیز شدم. دوست دارم برم دنبالش، دوست دارم دنبالش بگردم و پیدا کنم ولی از یه طرف از خودم می پرسم کجا بوده… نمی دونم حس خوبم برنده میشه یا حس بد. عزیز و دردش، خجالتی که کشیدم وقتی دیدمش،

همه و همه دست به دست هم دادن تا از دست این عذاب وجدان دیوانه بشم. سه هفته ی سختی رو پیش رو گذاشته بودم. می دونستم باران بی گناه بود، پاک بوده. لحظه به لحظه ی بودنشو به یادم می یارم، لحظه به لحظه وقتی اون حرف ها رو بهش میزدم و باران فقط نگاه می کرد. باران باز هم شده بود کابوس، کابوسی که عذاب منو هر لحظه که می گذشت بیشتر می کرد. سخت بود فکرمو جمع و جور کنم، ولی من مسئول بود،

تو بیمارستان مسئولیت داشتم. رو به حیاط بیمارستان پشت پنجره ایستادم و دارم قهوه می خورم. بیمارا رو ویزیت کردم و منتظر دکتر پایدارم.چندساعت پیش زنگ گفت که مورد اورژانسی داره. در میزنن. – بفرمایید. در باز میشه و هیکل درشت دکتر پایدار میاد تو. – سلام دکتر جان.- سلام از ماست، بفرمایید تو. میاد تو. به مبل اشاره میکنم – بفرمایید. – از نفس افتادم.- با آسانسور میومدید.- با آسانسور اومدم ولی…

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
باران.. این تنها اسمی است که بعد از برگشتنش یاد میکند… چه کسی…؟ کسیه که با قصاوت تمام باران را از خود راند و او را از خانه بیرون کرد… سال ها گذشته، بردیا کمی بعد طرد کردن باران، به خارج از کشور رفته و حالا بعد از چهار سال دوباره به ایران بازگشته… او در باتلاق شاید ها دست و پا میزند… تا اینکه کسی وارد زندگیش می شود… باراد. آیا او می تواند حضور فردی جدید را در زندگی بپذیرد…؟ آیا فهمیده است که باران بی گناه است؟ آیا باران او را می بخشد؟
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    ناعادلانه قضاوت کردم
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    آسایا آریایی
  • ملیت
    ایرانی
  • ویراستار
    رمانسرا
  • صفحات
    191
لینک های دانلود
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 1,155 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.