دانلود رمان بوسه با طعم خون pdf از کوثر شاهینی فر برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
شمیم دختر تنهایی که صیغه ی شهریار میشه… شهریارِ شیطانی که بعد مرگ زنده ها رو راحت نمیذاره و آتیشه کینه ای به پا میکنه که دودش فقط چشم های شمیم رو می سوزونه… این وسط عشقی که جوونه می زنه و بوسه های طعمه خونی که اسمش شکنجه س! تقاص پس دادنه شمیم و دلدادگی پرهام… نفرتِ زانیار… عشقِ شیما!… پیچ و تاب زندگی های مختلفی که به هم گره می خوره… انتهای این تاریکی مبهمه!
کسل رو به روی یلدا نشستم و اونم برای خودش لقمه میگیره… اونقدر بی حرکت و بی جونم که میگه: چی شده شمیم ؟… تلنگر می زنه به حاله بدم تا بدتر بشه… بغض میکنم و اشک کاسه ی چشمم رو پر میکنه… هول میشه و میگه: شمیم… حواست هست به من؟… ـ خواب دیدم… ـ خیر باشه ، گریه داره؟… ـ بچه م زنده بود… ترحم نگاهش رو پر میکنه و میگه: خدا خودش داده، خودشم گرفته… زنده می موند فلاکته تو زندان بودنه تو رو می
دید خوب بود؟… چیزی نمیگم که صدای تلفنش سکوت بینمون رو میشکنه… اسم هومن رو روی صفحه میبینم و توجهم به نیش باز شده ی یلدا جلب میشه… چشمکی به من میزنه و تماس رو وصل میکنه: بفرمایید… گوشی رو روی اسپیکر گذاشته و منم می شنوم که هومن جواب میده: اوهوع، جناب مهندس تشریف دارن؟… یلدا ذوق میکنه و تند میگه: بله بله، خودم هستم… ـ بیا برو بچه… مهندس که به خیکت میبندم کیف میکنی… بعد با تک ماده و بند
پارتی اومدی تا اینجا، هنوز یادم نرفته پول کش رفتی از پرهام تا قبول شی… یلدا کفری میگه: مررررض… الدنگ… کارتو بگو… هومن ریز میخنده و میگه: هیچی، سر صبحی خواستم حالت رو بگیرم فقط… فعلا… تق… گوشی که قطع میشه منم خنده م میگیره از حرصی که یلدا میخوره: عجب خریه ها.. پارتی کدومه؟ من فقط با تکیه به اموال بابام رسیدم تا اینجا… خنده منو که می بینه میگه: درد، به چی می خندی؟.. پرهام همین موقع با ظاهر…