دانلود رمان فرشته درونگرا (جلد دوم) pdf از زهرا.م برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
جلد دوم ماجرای این عشق گریبانگیر نسل بعدی میشه که باید تاوان گذشته هارو پس بدن…
با صدای زنگ گوشیم از خواب پریدم. چشماموو به زور باز نگه داشته بودم یه شماره ناشناس اشنا روی صفحه بود. -ها؟ -خوابی هنوز؟ کلاس اول رو از دست دادی؟ شری بود. هوفی کشیدم و عین پاچه گیرا گفتم: – از دست دادم که دادم. انگار چقدر به اون درسای نکبتی اهمیت میدم. – اوهو… خوابت باز مونده عین سگ پاچه ادمو میگیری. -تو که میدونی برا چی زنگ میزنی مزاحم میشی خوابم پرید؟ – نفهمی دیگه. کاریت نمیشه کرد. کی سیصد
بار دیشب زنگ زده بهم نگرانت شدم صد تا پیام دادم بهت خبری ازت نشد گفتم زنگ بزنم ببینم حلواتو درست کنم یا نه. روی تخت نستم خوابم به معنای واقعی کلمه پریده بود. با دست ازادم چشمامو دست کشیدم و گفتم: -نترس… شیش تا جون دیگه ام مونده. .عه… پس یکیش رو گرفت عتیقه. منظورش از عتیقه بابام بود. منم هیچ مشکلی نداشتم چون از نظر خودمم بابا رو باید تو موزه عبرت میزاشتنش یادگار قدیم بمونه. _اره بابا تا صبح
تو میدون جنگ بودم. خندید: خسته نباشی دلاور. زهرمار. بعد از ظهر آماده باش زنگ میزنم بریم بیرون. فکر نکنم الان بتونم بیام. باید یکم یار جمع کنم برا انقلاب. سوتی کشید و گفت:حله اعلامیه خواستی در خدمتم -باشه اونم تو. تو بابامو از نزدیک ببینی شلوار لازم میشی میخوای اعلامیه برام چاپ کنی؟ خندید: به جان تو تو دلم عروسی که شناسنامه اتو گرفته.واقعا وجود در افتادن با باباتو نداشتم. عصبی گفتم: منو باش رو دیوار کی دارم یادگاری می نویسم…