دانلود رمان چوب خط اوهام pdf از نرگس عبدی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
تو یه خونوادۀ سنتی باشی، تو نامزدی حامله شی، بعد تازه طرف هم بذاره و بره. خیلی حرفهآ. کی میخواد جواب داداشی که رگ غیرتش باد کرده رو بده؟ بد باهام بازی کرد. میتونست ادامه نده، اما تا حامله کردن من پیش رفت و این شروع ماجرای ماست…
پیش از این که صدای موبایلم جانا را بیدار کند، دستم را سمت آن دراز می نمایم. -جانم نفیس. – حتما باز اون خوشگل خانم خوابه که اینطوری میزنی؟ با خفه ترین صدای ممکن می گویم: – آره، به زور خوابوندمش چه خبر آجی چیکار میکنی؟ واسه شام مهمون داریم، مشغول بشور بسابم. – کی هست مهمونتون؟ -عمه هام. -صدات چرا اینجوریه؟ – چه جوری؟ – باز دلت گرفته؟ تک خنده ای میک کنم – این باز رو خوب اومدی. -همین روزا جمع میشیم یه جا.
حتمى نفیس خونت اومده پایین! – آره به خدا. بوق های کوتاه، یعنی مخاطبی در انتظار است. – ببین عزیزم طاها پشت خطه. -این پسر اونجا هم قلدریش و نذاشت زمین. آخه کدوم سربازی دم به دقیقه زنگ میزنه؟ – به وقتش نری همینه دیگه. شیش هفت سال به بهونه کنکور و دانشگاه و اینا پشت گوش انداخت. الان پیشکسوت اوناست. – خیله خب قطع میکنم ببین چی میگه. پس از خداحافظی از او، طاها را می گیرم. بوق اول خورده نخورده،
برمیدارد. – نشد من یه بار به تو زنگ بزنم، مشغول نباشی. – به جز نفیس و زهرا کیو دارم باهاشون حرف بزنم؟ – این بار با کدومشون بودی؟ – نفیس. – چی می گفت؟ – هیچی، تو خوبی؟ دو روزه گوشیت خاموشه. – انفرادی بودم! جانا کمی تکان می خورد. آرام آرام بر شانه اش میزنم. -برای چی؟ – بحثم شد با ارشدمون سر مرخصی ! – یه خرده اخلاق داشته باش. چیه به همه می پری؟ -اینا رو وللش، زهرا نیومده؟ – دو روز پیش اینجا بود….