رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
دانلود pdf رمان دختری که من باشم از نیلوفر_۷۲

دانلود رمان دختری که من باشم pdf از نیلوفر_۷۲ برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی

در یه شب زمستونی پسری در حالی که عصبانیه پای پیاده از خونه مادر و پدرش بیرون میزنه و به سمت خونه خودش میره نزدیک خونه که میرسه متوجه صدایی میشه میره ببینه چه خبره که با صحنه دعوا رو به رو میشه همون طور که به سمت طرفین دعوا می دوه حاضرین با دیدن اون پا به فرار میذارن و تنها یه نفر رو زمین افتاده پسر لاغر و نحیفی که چاقو خورده اونو به خونش میبره و اونجاس که میفهمه پسری که اورده خونش یه دختره…

خلاصه رمان دختری که من باشم

صبح شده بود. نمی دونستم چقد خوابیدم شب قبل موقع حرف زدن با مهران خوابم برده بود! از جام بلند شدم مهران تو اتاق نبود نیم خیز شدم نور قرمز رنگ افتاب از پنجره رو پاهام افتاده بود. کش و قوسی به خودم دادم. از امروز دوباره زندگی معمولی من شروع میشد! همون طور که گردنمو به عقب می کشیدم گفتم: خدایا شکرت! همون موقع مهران اومد تو! روپوش سفید تنش بود. گفت:صبح به خیر! سرمو تکون دادم و گفتم:صبح به خیر!

کی مرخص میشم؟ اومد جلو و گفت: اومدم بخیه هاتو بکشم بعد میبرمت! من: ممنون خودم دیگه میتونم برم! تازه شما الان سر کارین! اومد نشست رو تخت و گفت:مطمئنی خودت میتونی بری؟ سرمو به علامت مثبت تکون دادم و گفتم: فقط یه جوری باید لباسای خودمو بپوشمو برم ولی میترسم بهم چیزی بگن لبخندی زد و گفت: اما لباسات خونی بود انداختم دور! می خواستم برم برات لباس بگیرم. من: نه نمیخواد! _: پس میخوای چی کار کنی؟

من: لباس مردونه میخوام. _: خب برات مردونه میخرم. من: نه اصلا حرفشم نزن اونوقت کل در امد یه سالمو باید بهت بدم! خندید و گفت: من یه دست لباس اضافی دارم میخوای اونا رو بپوشی؟ ابروهامو دادم بالا و گفتم: نیس سایزمونم خیلی یکیه! همون طور که بخیه هامو می کشید گفت:حالا یه کاریش میکنیم دیگه! بعد از این که کارش تموم شد برگه ترخیصمو امضا کرد و منو برد تو اتاقش. از تو کمد یه پلیور و یه شلوار بیرون اورد و…

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
در یه شب زمستونی پسری در حالی که عصبانیه پای پیاده از خونه مادر و پدرش بیرون میزنه و به سمت خونه خودش میره نزدیک خونه که میرسه متوجه صدایی میشه میره ببینه چه خبره که با صحنه دعوا رو به رو میشه همون طور که به سمت طرفین دعوا می دوه حاضرین با دیدن اون پا به فرار میذارن و تنها یه نفر رو زمین افتاده پسر لاغر و نحیفی که چاقو خورده اونو به خونش میبره و اونجاس که میفهمه پسری که اورده خونش یه دختره…
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    دختری که من باشم
  • ژانر
    عاشقانه، طنز، کلکلی، همخونه ای
  • نویسنده
    نیلوفر_۷۲
  • ملیت
    ایرانی
  • ویراستار
    رمانسرا
  • صفحات
    332
لینک های دانلود
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 5,875 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.