دانلود رمان در حوالی بهمن ماه pdf از آیلار سبحانی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
این رمان روایت زندگی دختری به اسم پگاست که همراه با شوهرش و دوتا دختر بچه اش زندگی میکنن و منتظر دوقلوهایی هستن که تو راه دارن. اما سرد شدن رفتار روز به روز همسر پگاه، مرتضی و بعد بی توجهی های اون، باعث ایجاد شک و دودلی پگاه در مورد خیانت همسرش میشه که با پسر عموش آکو آشنا میشه که…
پول ویزیت رو حساب کردم و وارد آسانسور شدم؛ تا در بسته شد زدم زیر گریه؛ حق من این نبود؛ من آدم بدی نبودم تو زندگی، حقم این نبود؛ که اینجوری تحقیر بشم؛ اینجوری خورد بشم. من ازدواج نکردم که مجرد بمونم، به من قول زندگی خوب داده بودن؛ قول خوشبختی داده بودن؛ قول داده بودند اشک به چشمم نشینه، که تو آسایش و آرامش باشم، کو؟ کجاست اون زندگی رویایی که ازش دم می زدن؟ زندگی واقعی همین الان لعنتی بود و بس!
با ورود یکی به آسانسور اشکم رو پاک کردم و شالم رو جلوتر کشیدم که نگاه خیره اش به صورتم نیوفته؛ با ایستادن آسانسور جلوتر از اون دختر بیرون اومدم و سرم رو بلند کردم که تاکسی بگیرم؛ اما خشکم زد و مات و مبهوت خیره شدم بهش؛ لبم رو از هم باز کردم با بهت زمزمه کردم. – آکو! توی چشم هام زل زده بود؛ اخم محوی روی پیشونیش نشسته بود. نزدیکم اومد نگاهی دقیق به چشم هام و دستی که دور شکمم حلقه شده انداخت؛ با مکث
چشم هاش رو بالا آورد و نگاهم کرد – گریه کردی؟ لبم رو گاز گرفتم؛ انتظار داشتم بپرسه شوهرت کجاست؛ یا تو اینجا چیکار میکنی؛ ولی این سوال…؟ – پگاه جان ؛ گریه کردی چرا؟ با صدای گرفته و گونه های که از شدت شرم داشت می سوخت لب باز کردم. – من؟ گریه نکردم! لبخندی روی لبش نشست و دستش رو به پشت کمرم برد و با اون یکی دستش هم دستم رو محکم توی دستش گرفت و از جوب ردم کرد. سوالی که اون ازم نپرسید رو من ازش پرسیدم…