رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
دانلود pdf رمان عمارت مرموز از زهرا عبدی

دانلود رمان عمارت مرموز pdf از زهرا عبدی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی

دختری به اسم لیلا که سال هاست در غمی به اسم یتیمی و بیچارگی گرفتار شده، در کودکی مادرش او راه به حال خود رها کرده و برای همیشه رفته، لیلا را خاله پیر و مهربانش بزرگ میکند و به او جانی دوباره می دهد، بعد از فوت خاله لیلا تنها میماند، او برای امرار معاش و فرار از تنهایی دنبال کاری با آبرو و امنیت می گردد!او حالا کاری پیدا کرده که با تمام معیارهایش یکی است ولی عجیب یک جای کار جدید می لنگد و لیلا را کنجکاو می کند…

خلاصه رمان عمارت مرموز

در عمارت و باز کردم اوه چقدر بادیگارد دو تا از مردا با فرهاد داشتند حرف می زدند. یکی از بادیگار ها نگاهش به من افتاد به فرهاد اشار کرد. فرهاد به سمتم برگشت با دیدن من اخم کرد و اومد سمتم. فرهاد: خوب لیلا با من همراه شو. دنبالش رفتم. چه خوب بود که اخلاقش درست و درمون بود. خخخ اون هم چه اخلاقی. می ترسم یه بلایی سر هم بیاریم. رسیدیم به اون دوتا. به یکیش اشاره کرد وگفت: علی دوست من. علی دستشو جلوم

آورد و گفت: خوشبختم. من: منم خوشبختم ولی عادت ندارم باکسی دست بدم. دست علی موند رو هوا. فرهاد پوزخندی زدو گفت: اینم تیرداد دست چپ من! خوب دست راستت کیه! تیرداد دستشو جلو نیاورد فقط گفت: خوشبختم. فرهاد به من اشاره کردوگفت: این هم دستیار مروارید لیلاهست تازه وارد. علی خوشگل بود ولی تیرداد جذابیتی قشنگی داشت که فقط دوست داشتی بشینی و ساعت ها نگاهش کنی. عه بس کن لیلا تو که

چشمات دنبال همه ست ایییی. فرهاد رو کرد به علی گفت: خوب علی چی شد؟ علی: هیچ طرف هنوز صحبت نکرده. فرهاد: پس بریم. دنبال فرهاد رفتیم در انباری رو باز کرد و چراغ و زد. یه مردی رو دیدم نهایتا بهش می خورد 29 سالش باشه. سرشو بی رمق بلند کرد آخه مرد چه نازه! طفلک و به چه روزی انداختن. دلم براش سوخت چون صورتش پر از زخم بود زخم های سطحی ولی دلخراش! فرهاد خشمگین نگاهش کرد. علی غرید: بگو کی تو رو فرستاده…

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
دختری به اسم لیلا که سال هاست در غمی به اسم یتیمی و بیچارگی گرفتار شده، در کودکی مادرش او راه به حال خود رها کرده و برای همیشه رفته، لیلا را خاله پیر و مهربانش بزرگ میکند و به او جانی دوباره می دهد، بعد از فوت خاله لیلا تنها میماند، او برای امرار معاش و فرار از تنهایی دنبال کاری با آبرو و امنیت می گردد!او حالا کاری پیدا کرده که با تمام معیارهایش یکی است ولی عجیب یک جای کار جدید می لنگد و لیلا را کنجکاو می کند...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    عمارت مرموز
  • ژانر
    عاشقانه، هیجانی، معمایی، پلیسی، کلکلی
  • نویسنده
    زهرا عبدی
  • ملیت
    ایرانی
  • ویراستار
    رمانسرا
  • صفحات
    98
لینک های دانلود
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 1,435 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.