دانلود رمان هر مردی که میخواهم مال من باشد pdf از ریچل گیبسون برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
اتفاقی که در وگاس افتاد همیشه فقط به آنجا ختم نمیشود. پاییز هیون برای گذراندن تعطیلاتش در وگاس یک لیست داشت که شامل دیدن نمایش و رفتن به شهربازی بود و اصلاً فکرش را نمیکرد که درحالی که با یک عوضی جذاب مثل سملکلر ازدواج کرده است از خواب بیدار شود. از همان لحظهای که نگاهش به او افتاده بود، سم مثل یک تکه دسر خوشمزه به او نگاه کرده بود و از آنجاییکه پاییز معمولاً دختر مسئولیتپذیری بود، به غریزه اش که به او میگفت فرار کن گوش داد…
یک آهنگ مخصوص عروسی پخش شد، سم از شانه اش عقب را نگاه کرد، زنی که می دانست مادر عروس است داخل سالن شد، لباس های همیشگیه رنگی و جواهرات خیلی زیادش محو شده بودند، او یک لباس ساده قرمز به تن داشت، فقط یک جفت گوشواره به گوش داشت و سگ کوچک سفیدی را بغل کرده بود. به دنبال او تای ساویج و پدرش پاول وارد شدند، پدر و پسر هر دو از بازیکن های افسانه ای هاکی بودند و هرکس که به هاکی
علاقه مند بود، نام ساویج را شنیده بود. سم با تماشای بازی پاول بزرگ شده بود و بعدها او با تای که یکی از بهترین مهاجم های هاکی بود، همبازی شده بود. هر دو مرد کت و شلوارهای رسمی مشکی به تن داشتند. برای یک لحظه ناخوشایند فکر سم به سمت عروسی خودش رفت، او یک تیشرت و جین پوشیده بود. او نمی دانست یادآوری کدام بدتر بود، عروسی یا تیشرت افتضاح اش. تای و پاول سر جایشان روبه روی مادرعروس و زیر طاق قرار گرفتند.
تای آرام به نظر می رسید، اصلا عصبی و وحشت زده انگار که دارد اشتباه بزرگی میکند نبود. سم فکر کرد که خودش هم در عروسی اش آرام بود ، البته او آنقدر مست بود که کاملا مغزش از کار افتاده بود ، این تنها توجیهی برای کاری بود که انجام داده بود و تا صبح روز بعد متوجه گندی که بالا آورده بود نشد . او تمام سعی اش را می کرد تا آن خاطرات را فراموش کند. آهنگ ملایم عروسی تابستانه پخش شد و زمانی که عروس وارد شد همه بلند شدند…