دانلود رمان جانان عشق pdf از فرنوش صداقت برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
دختری که هدف داره؛ انتقام. اونم از مردی که هیچوقت کنارش نبوده. شایدم نمیدونسته که دختر قصمون وجود داره. جانان میره یه مرد رو عاشق کنه، مردی که رییسه، دستور میده…
با دیدن باغچه گوشه حیاط نفرت همه وجودمو گرفت… مامانم گفته بود این مرد عاشق باغچه اس… عاشق گل و بوته… هنوزم گلاش براش مهم بود و مادرمو مثل اشغال از زندگیش انداخت بیرون… با شنیدن صدای در ورودی چشمامو به کسی دوختم که سوالی نگام می کرد… نزدیک تر شدم تا بتونم ببینمش… آره… خودش بود. همونی که عکسش زیر بالشت مادرم بود… همونی که نفرت ازش منو به اینجا کشونده بود… بالاخره رسیدم روبروش…
با کفشایی که پوشیده بودم به زور به سر شونش می رسیدم. مادرم راست میگفت.. مرد جذابی بود. راست میگفت که شبیهشم. راست میگفت اما من این شباهت رو نمی خواستم… شباهت به کی ؟؟!! به کسی که به اندازه یه دنیا ازش نفرت دارم… مگه میشه بهش گفت پدر ؟؟!! نه… اسم پدر حرمت داره… تف بهت که منو از همه ی پدرای دنیا بیزار کردی… با مکثی که کردم تعجب رو از چهرش پس زد و اخمی کرد و محکم گفت: _ ببخشید خانم اما من
شما رو نشناختم… میشه لطفا بگین اینجا چیکار دارین..؟؟!! پس هنوز مغرور بود… هه… مامان میگفت… اما اون با عشق از غرور این مرد حرف میزد… اما من… _ جهان!! با دیدن زن مو بلوندی که کنارش ایستاد. چشمام پرهیزمی میشد که بی صبر منتظر جرقه بود… تمام حرفای مامانم یادم اومد… تجسمش روی تخت با پناهی… همه و همه پیش چشمم مجسم شد… با نفرت نگاهمو به پناهی دوختم… با دیدن نفرت چشمام ابروشو بالا انداخت و پرسید…