رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
مطالب محبوب
دانلود pdf رمان و بار دیگر مجنون از ر_اکبری

دانلود رمان و بار دیگر مجنون pdf از ر_اکبری برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی

حسام از شدت عشق به دختری موسوم به بهارک دچار بیماری روحی بسیار بدی شده است و قادر نیست با کسی دیگر زندگی کند… سیامک بچه پرورشگاه به عنوان مستخدم او در خانه اش کار می کند. کمکش می کند. بهارک به انتقام از خیانت بهارک (شوهر داشته) او را به خانه خود می کشد؛ اما قادر به گرفتن انتقام نمی شود و خود باز دچار فراموشی می شود… قبل از اینکه به تیمارستان منتقل شود سیامک به او کمک می کند. حسام و بهارک را به هم نردیک می کند و باعث ازدواج آنها می شود و خودش با خواهر حسام، نادیا ازدواج می کند…

خلاصه رمان و بار دیگر مجنون

هوا بارانی و غم گرفته بود، مدتی بعد صدای قطرات درشت باران که بر روی زمین و بر روی شیشه ها می خورد، به گوش می رسید. انگار که هر قطره وقتی به جایی می خورد یک ناله یا یک آخ بلند می گفت. تمام چراغ های خانه روشن بود، نور روی تمام اشیاء منعکس می شد و منظره ی زیبایی بوجود می آورد. حسام بعد از خوردن لیوانی شیر داغ، گوشه ی مبلی کز کرده و به چیزی سخت و دور فکر می کرد. به طرف ضبط صوت رفتم و نواری را که

همیشه داخل ضبط بود را روشن کردم، چند ثانیه بعد کرد صدای غمگین و گیرای خواننده که انگار با تمام امید و آرزویش می خواند فضا را پر کرد: -کوهو می زارم رو دوشم… رخت هر جنگ و می پوشم… موجو از دریا می گیرم… شیره ی سنگ و میدوشم… اگه چشمات بگن آره، هیچ کدوم کاری نداره… چشم ماه و در می آرم، یه نبردبون می آرم، عکس چشمت رو می گیرم… فریاد حسام یک لحظه میخکوبم کرد. نگاهش کردم با صدای بلندی فریاد زد:

-خاموش کن سیامک اون لعنتی رو… کمی احساس ترس کردم، هیچ وقت حسام داد نمی زد، گاهی که ضبط روشن می کردم او ساکت و در خود فرو رفته، به نقطه ای دور خیره می شد، هنوز بر خودم مسلط نشده بودم که حسام از جایش بلند شد و به طرف ضبط صوت آمد، نوار را با شدت از داخل آن بیرون کشید و بعد زیر پایش خورد کرد، رنگش پریده و چهره اش منقبض شده بود، دستانش می لرزید، نگاهش به تکه های خرد شده ی نوار خیره ماند…

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
حسام از شدت عشق به دختری موسوم به بهارك دچار بیماری روحی بسیار بدی شده است و قادر نیست با كسی دیگر زندگی كند... سیامك بچه پرورشگاه به عنوان مستخدم او در خانه اش كار می كند. كمكش می كند. بهارك به انتقام از خیانت بهارك (شوهر داشته) او را به خانه خود می كشد؛ اما قادر به گرفتن انتقام نمی شود و خود باز دچار فراموشی می شود... قبل از اینكه به تیمارستان منتقل شود سیامك به او كمك می كند. حسام و بهارك را به هم نردیك می كند و باعث ازدواج آنها می شود و خودش با خواهر حسام، نادیا ازدواج می کند...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    و بار دیگر مجنون
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    ر_اکبری
  • ملیت
    ایرانی
  • ویراستار
    رمانسرا
  • صفحات
    420
لینک های دانلود
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 965 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.