رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
دانلود pdf رمان جاده مه گرفته از مهین عبدی

دانلود رمان جاده مه گرفته pdf از مهین عبدی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی

انگشتانم برای نوشتن کلمات، می لرزیدند. استرس و هیجان تمام وجودم را در بر گرفته بود. بعد از چندین سال، حسی را تجربه می کردم که برایم شیرین می آمد. شیرین تر از بار اولی که تلخی اش تا مدت ها کامم را تلخ کرده بود. بار اولی که با بچگی هایم و ندانستن هایم چیزی از مزه اش عایدم نشد. ولی حال با حرف هایی که او برایم می نوشت، احساس دختری را داشتم که برای اولین بار، مردی واقعی پیدا شده و دم از دوست_داشتن برایم می زند. دوست داشتنی که هرگز او برایم خرج نکرد!

خلاصه رمان جاده مه گرفته

دو سه روزی از آن ماجرا می گذشت و حال بیشتر پی به حرف مادرش می برد که شاید صحبت های فائزه حرفی بیش نبوده و فقط می خواستند مزه دهان او را بدانند؛ و شاید هم منتظر حرفی از جانب او بودند تا با حرکتی اشتباه، زبان زد عام و خاصش کنند و نقل محافل زنان بیکار در محله کوچک شان زنانی که تا یک دیگر را در خیابان می دیدند؛ گویا کاری جز غیبت و سرک کشیدن در زندگی دیگران را نداشتند آن قدر می گفتند و می گفتند که طرف

را در دادگاهی که قاضی شان خودشان بودند و ملجک هایی که به عنوان شاهد و تماشاچی نظاره گر بودند؛ برای خودشان حکم صادر می کردند و به خیاطانی از نوع و جنس خودشان بدتر می دادند و آن ها هم بی اندازه و با اندازه می بریدندو بر تن از منظر خودشان مجرم می کردند آن گاه می نشستند و به حال و روز از دیدگاه خودشان همان مجرم؛ اظهار فضل کرده و تا به گور نمی فرستادند؛ خود را عقب نکشیده و راحت در جای شان نمی نشستند آن قدر

آن دو سه روز، فکرش درگیر بود که ناخد آگاه، ارتباطش با فائزه را به حداقل رسانده بود و با او سر و سنگین رفتار می کرد؛ خودش خوب می دانست که مادرش آلو در دهانش خیس نخورده و ماجرا را برای خواهرانش بازگو خواهد کرد اما خودش را هم خوب می شناخت؛ با خواهرانش طوری عصبی و خشمگین، پرخاش و رفتار می کرد که گویا همه غریبه هاآشنا می شدند و همه آشنایان غریبه! آن قدر با لحن تند، زننده و رفتار عصبی اش، اعضای خانواده اش را…

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
انگشتانم برای نوشتن کلمات، می لرزیدند. استرس و هیجان تمام وجودم را در بر گرفته بود. بعد از چندین سال، حسی را تجربه می کردم که برایم شیرین می آمد. شیرین تر از بار اولی که تلخی اش تا مدت ها کامم را تلخ کرده بود. بار اولی که با بچگی هایم و ندانستن هایم چیزی از مزه اش عایدم نشد. ولی حال با حرف هایی که او برایم می نوشت، احساس دختری را داشتم که برای اولین بار، مردی واقعی پیدا شده و دم از دوست_داشتن برایم می زند. دوست داشتنی که هرگز او برایم خرج نکرد!
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    جاده مه گرفته
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    مهین عبدی
  • ملیت
    ایرانی
  • ویراستار
    رمانسرا
  • صفحات
    1005
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 1,161 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.