دانلود رمان رج به رج عشق pdf از فاطمه جعفری برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
تفکرات پوسیده و جاهلانه عرصه را بر سادنا تنگ میکند. دختری زخم خورده از احساسی بیفرجام، سختیهای روزگار را تحمل نمیکند و از خانه و خانواده خود میگریزد. جایی دور از خانواده به آرامشی ساختگی پناه میبرد تااز دست گذشتهاش در امان باشد. این میان سادنا با مردی رو به رو میشود که قراره همچون نامش پناه باشه. تقابل سادنا با مردی که هر کارش قلب رنجیده سادنا را به لرزه در میآورد.احساسی در حال شکل گیری است شبیه به عطر یاس،عجین شده با تعصب و غیرت، احساسی به نام عشق…
وارد کوچه شدم اولین چیزی که به چشمم آمد دختر پسر مدرسه ای بودند که دست در دست هم داشتند از ظاهر و رفتارشان نوع رابطه مشخص بود با وجود این که خنده ام گرفته بود خود را به ندیدن زدم و رد شدم، به سن و سالشان بیشتر از شانزده و هفده سال نمی خورد هنوز برای این نوع رابطه ها بچه بودند. نمی دانم با خود چه فکری داشتند از انتخاب این دوستی ها، زمان ما هم چنین دوستی هایی بود اما نه به این شدت این روز ها انگار به یک
امر عادی در جامعه تبدیل شده است درک این کار برای من سخت است، من هم به صرف اخلاقیات خانواده هم خط قرمز هایی که خودم برای خودم تعریف کرده بودم به دنبال این امر اشتباه نبودم. این دوستی ها اشتباه بزرگی ست که در دوره ای خاص از زندگی شروع می شود رابطه ای که هیچ سرانجامی ندارد چه لذتی دارد؟ خیلی مضحک و مسخره است روزهایت را به پای کسی بگذاری که در زندگی ات نقش مخرب دارند تا سازنده، تمام حس های خوب و
دخترانه ات را دست خورده میکنی مگر پاکی فقط برای جسم است؟ روح انسان که ضربه می خورد همه ی توان را از بین می برد . هر چند وقت یک بار کسی را برای دوستی انتخاب می کنی اندک زمانی وقت و فکرت را صرفش میکنی و کات. مدتی را هم به خاطر به اصطلاح عشق از دست رفته عزا می گیری و دوباره رابطه ای جدید… نیشخندی از تفکراتم روی لبم ظاهر می شود کسی دیگر به این چیز ها اهمیت نمی دهد چیزی که ارزش یافته این زمانه است…