دانلود رمان آلفای دور افتاده (جلد سوم) pdf از آیلین ارین برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
وقتی تسا مککید به همراه خانوادهاش به تگزاس نقلمکان کرد، زندگی براش به طرز عجیبی دیوونهکننده شد. تسا از یه دختر تقریبا عادی که توانایی دیدن تصاویر ذهنی رو داشت، تبدیل به یه گرگینه قدرتمند شد. اون با خونآشامها جنگید و یه نفرینی که تقریبا شکستناپذیر بود رو از بین برد! همچنین یه جفت جذاب پیدا کرد تا بقیه زندگیش رو با اون سپری کنه و این جفت کسی نیست جز داستین لوران! همهچیز خوب پیش میرفت تا اینکه…
آقای دارسون یا همون مایکل، رئیس بابا و گرگینه های سنت ایلبه و همینطور گرگینه های محلیه. حتی اگه من از پدر میخواستم که این مراسم رو متوقف کنه، که نمیخوام، بازم کار درستی نبود. این تصمیمی نیست که آقای داوسون گرفته باشه. دست هامو روی لباسم کشیدم و به سمت خیابون چرخیدم تا داستین رو ببینم. با دیدنش که به ماشین تکیه داده بود، ناخودآگاه ضربان قلبم شدت گرفت. اون حتی وقتی هیچ کاری نمی کرد هم منو به هیجان میاورد.
چطور می تونست انقدر روی من تاثیر بذاره؟ گفتم: – من درباره امشب نگران نیستم. داستین… خدایا. گونه هام سرخ شدن؛ چون میدونستم که داستین داره به حرف هامون گوش میده ادامه دادم: – داستین برای من فوق العاده هست بابا. من همیشه نگرانم و اون سراسر آرامشه. ما علایق مشترک زیادی توی موسیقی، رقص و هرچیز دیگه داریم. من تو مسائل مربوط به جنگیدن خوب نیستم و داستین هم از مسائل مربوط به جادو چیزی سر در نمیاره.
من و داستین یجورایی همدیگه رو کامل میکنیم. ما جفت همیم . من حتی نمیتونستم حسی رو که برای اولین بار با دیدن داستین داشتم رو توضیح بدم. تو اون لحظه ها حس می کردم که از قبل داستین رو میشناختم. من تا حالا همچین احساس قدرتمندی رو به هیچکس نداشتم و وقتی که داستین رو توی مرکز خرید ترک کردم، عطش و علاقم باعث میشد که دلم مدام براش پر بکشه… من مطمئنم که داستین هم احساسش مثل من بوده….