دانلود رمان آلفای آزاد (جلد پنجم) pdf از آیلین ارین برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
تسا مککید بههمراه فراطبیعیها ماجراهای زیادی رو پشت سر گذاشت. لوسیانا تلاش کرد که جادوی تسا رو از وجودش بدزده؛ اما شکست خورد و حالا قصد داره یه جنگ عظیم راه بندازه تا روی جادو تسلط بیشتری پیدا کنه و یه فرمانروایی برای خودش بسازه! اگه احضارهای شیطانی لوسیانا متوقف نشن، این اتفاق میتونه باعث شه که همهچیز به آخر خط برسه! گرگینههای تسا که جفتش، داستین لوران هم شاملش میشه، برای جنگیدن آمادهان…
بعد از اینکه غذام رو تموم کردم، مردیت و دوناوان رو تنها گذاشتم تا باهم لاو بترکونن. تصمیم گرفتم برم به رافائل سر بزنم و وضعیتش رو بررسی کنم. چند شب پیش، لوسیانا به سنت ایلبه حمله کرد و از اون موقع تا حالا وضع رافائل مدام داره بدتر میشه. اون شب دانیل دوباره زنده شد و رافائل رو گاز گرفت! دانیلی که شبیه زامبی ها شده بود و به شدت منزجرکننده و ترسناک بود. اینکه لوسیانا میتونست همچین کاری رو با پسر خودش بکنه…
خشم پوستم رو به سوزش انداخت و گرگم میخواست بیاد بیرون. سعی کردم به یاد بیارم که دکتر گنزالس تمام وقت تو بیمارستانه و حواسش به رافائل هست. اما هنوزم کارهایی که دکتر گنزالس میتونست برای رافائل انجام بده، خیلی محدود بود. دیشب که برای سر زدن بهش رفته بودم، خیلی داغون بنظر می رسید. اما من امیدوارم که دکتر گنزالس بتونه یه مقدار داروی خوب درست کنه که حداقل بتونه وضعیت رافائل رو ثابت نگه داره تا دختر خالم،
کالدیا، بتونه راهی برای درمان برادرش پیدا کنه و از پرو برگرده. مسیری که تا غذاخوری طی کرده بودم رو برگشتم تا به سمت بیمارستان برم. غذاخوری سنت ایلبه هیچوقت صبح ها انقدر سوت و کور نبود. بچه ها همیشه تا دقیقه های آخر مسابقه غذا خوردن میذاشتن تا وقتی که زنگ دبیرستان به صدا درمیومد و بهمون می فهموند که کلاسهای درس شروع شده. اما امروز، بنظر میرسه که همه حسابی سرشون شلوغه. گروهی از کازادورها…