رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
دانلود pdf رمان خواب پرنده از پریسا غفاری

دانلود رمان خواب پرنده pdf از پریسا غفاری برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی

کتاب حاضر با زبانی روان و ساده رمانی است 570 صفحه ای که در چهار فصل نگاشته شده است. داستان از آن جایی شروع می شود که هنگامه و مادرش بعنوان سرایدار به مدرسه ای در بالای شهر اثاث کشی می کنند. در بخشی از این کتاب می خوانیم: ” کار بدی کردی هنگامه… من مادرت بودم و تو چشم هام نگاه کردی گفتی شمال قبول شدم! هی من می گم هدی خدا بیامرز تو جاده خاوران چی کار می کرده! نگو به هوای تو بوده!

خلاصه رمان خواب پرنده

– هنگامه! با توام! نمی دانم چقدر در همان و ضعیت ایستاده مانده ام، اما رگ ساق پایم تیر می کشد. پیشانی اش گواه صبوری اش است. – رفتم سر خیابون… تلفن عمومی! می نشینم و کنجکاو به سمتش کشیده می شوم. کمرش را روی زمین می گذارد و دراز می کشد. روی صورتش خم می شوم. – کجا بودی مامان؟ خسته خودش را روی زمین ولو می کند. پاهایش درد دارد و اخم روی پیشانی اش گواه صبوری اش است. -رفتم سر خیابون… تلفن عمومی!

می نشینم و کنجکاو به سمتش کشیده می شوم. کمرش را روی زمین می گذارد و دراز می کشد. روی صورتش خم می شوم! -چرا از خونه زنگ نزدی؟ اصلا به کی می خواستی زنگ بزنی؟ پلک های مینای سبز و خسته اش را روی هم فشار می دهد. – پیله نکن هنگام ! سماجت می کنم. – به آقا اشرفی زنگ زدی؟ به آهستگی بلند می شـود. کمی عقب می کشـم تا چهره اش را بهتر ببینم. نگاه رنگی اش بیرنگ تر از هر روز دیگر است. برای لحظه ای از نگاهش می ترسم.

دلم فرو می ریزد. – مامان چی شده؟ نفسش را منقطع به بیرون سوق می دهد و نگاهش را دو سه بار روی تک تک اعضای صورتم می چرخاند، طوری که دلم بیشتر شور می افتد. -مامان! -اشرفی آدمی نیست که برای دل خودش بچه های خودش یا بچه من رو قربانی کنه.. صدایش از عمیق ترین حفره های صندوقچه اسرارش بیرون می آید. طوری که هر لحظه دلهره ام بیشتر می شود. نفسی می گیرد و با صدای ضعیف تری ادامه می دهد: « نمی خواستم جلوی تو….

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
کتاب حاضر با زبانی روان و ساده رمانی است 570 صفحه ای که در چهار فصل نگاشته شده است. داستان از آن جایی شروع می شود که هنگامه و مادرش بعنوان سرایدار به مدرسه ای در بالای شهر اثاث کشی می کنند. در بخشی از این کتاب می خوانیم: " کار بدی کردی هنگامه... من مادرت بودم و تو چشم هام نگاه کردی گفتی شمال قبول شدم! هی من می گم هدی خدا بیامرز تو جاده خاوران چی کار می کرده! نگو به هوای تو بوده!
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    خواب پرنده
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    پریسا غفاری
  • ملیت
    ایرانی
  • ویراستار
    رمانسرا
  • صفحات
    555
لینک های دانلود
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 877 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.