دانلود رمان اتحاد گرگینه ها (جلد دوم) pdf از Sanaz_MF برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
الان شش ماه از اون اتفاق گذشته… هنوز جرئت نمیکنم به آیینه نگاه کنم… چون اون من نیستم… اون نیلوفره… کسی که با تمام وجودم ازش بیزارم… کسی که باعث شد این چشمای نقره ایم پر از حس نفرت و انتقام بسه.. و حالا این منم که میخوام انتقام زندگی نابود شده ام و از اون چهارتا بگیرم… من پاراتیسم… کسی که اگه حرفی بزنه حاضره تا پای مرگ بره ولی به حرفش عمل کنه…آره… همون دختری که یه تیکه گوشت جزغاله شده بود.. ولی حالا من هیچ تفاوتی با نیلوفر ندارم و خودم دلیلشو نمیدونم..
“پاراتیس” سیا: خاک به سرت چرا نشستی و همش و یه جا خوردی؟؟ عصبی شدم و ظرف تخمه جلوش پرت کردم سمت تی وی و داد زدم: ـ تو رو سننه کره خر؟؟ بد تر از من عصبی شد و داد زد: ـ پارا توی المصب چت شده؟؟؟ هاااااا؟؟؟ خودت میدونی چند وقته سگ و شدی و یه سره پاچه من و میگیری؟؟؟هااا؟ چرا خفه خون گرفتی؟؟ داد زدم: ـ به تو چه؟؟؟ تو سگ کی باشی که این جوری سر من داد میزنی؟؟ اومد باز داد بزنه که با پشت دست
خوابوندم تو گوشش… صدای جیغ دخترانه ای اومد… تعجب کردم… برگشتم… این دیگه کی از اتاقش اومد بیرون؟؟ داد زدم:
ـ گورت و گم کن تو اتاقت!! صبا با چشمای آبی اشکیش رفت توی اتاق… یه سر خر بیش نبود… هیچ کدوم از اینا یه سر خر بیشتر نیستن… باید هر چه زودتر از دستشون راحت بشم!!! رفتم تو اتاق و فقط یه سوئیشرت برداشتم و تنم کردم و زدم بیرون… خدا رو شکر دیگه اینجا مث ایران نیست و نگاه تاسف بار کسی روم نیست…
همه پی دردای خودشونن و کسی به ظاهر بهم ریختت کاری ندارن… به سر و وضعم نگاهی کردم… همچینم داغون نبودماا.. شلوار جین سیاه و تی شرت مشکی با طرح های دخترانه حال بهم زن طلایی و سوئیشرتم هم مشکی بود… موهای لخت مشکیم که تا وسط بازوم میومد رو هم از دو ظرف ریخته بودم رو شونه هام و کلاه سوئیسرتم و انداخته بودم سرم و تا جلو کشیده بودم…
تیپم و موهام سوسولی بود ولی به خاطر اسرار های سامان بود که…